X
تبلیغات
نظامی 110 - قایق های تهاجمی
odna110
نظامی 110
تمام تسلیحات معرفی شده در این وب مورد استفاده در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
 

جنگ تحميلى عراق عليه ج.ا. ايران در سال 1359 به صورت رسمي و علني آغاز شد، از همان ابتداء به يك دفاع مقدس و بى‏نظير تبديل شد كه در طول آن حماسه‏هاى جاويدانى از ايمان، تقوا، رشادت، شجاعت و فداكارى ملت ايران آفريده شد كه هر كدام برگ زرّينى از تاريخ 8 ساله دفاع مقدس و تاريخ ملت ايران را تشكيل داد. اگر چه بخش اعظمى از جنگ در طول 1200 كيلومتر جبهه زمينى صورت گرفت، ولى درصد عمده‏اى از جنگ به صحنه دريا كشانده شد.
محدوده جنگ در مناطق آبى در حدود 1200 كيلومتر در طول سواحل و رودخانه‏ها استمرار داشته است. در بررسى عملياتها و جنگهاى زمينى، آثار متعددى نگاشته شده و حرفهاى فراوانى بيان شده است. اما به نظر مى‏رسد كه در مورد فصل درخشان حضور سپاه در صحنه دريا، كمتر سخن گفته شده و يا نوشته‏اى مكتوب شده است.
با نگاهى اجمالى به گذشته نيروى دريايى سپاه، دريافته مى‏شود كه واقعيات مهم و قابل توجه بسيارى در مجامع علمى و عمومى قابل بيان مى‏باشد، علاوه بر اين، استراتژى‏ها و تاكتيك‏هاى به كار گرفته شده در نيروى دريايى سپاه در جنگ تحميلى و جنگ نفتكش‏ها به دليل متكى بودن بر ابتكار، خلاقيت و نوآورى، موفقيت خود را در نبردهاى دريايى نشان داده است . سوابق درخشان نيروى دريايى سپاه به منظور بهره بردارى از تجارب گذشته و تحليل وضع موجود و آشنايى نسل جديد با افتخارات، پيروزى‏ها و از خود گذشتگى‏هاى دلاورمردان نيروى دريايى سپاه كه سند افتخار و نتيجه مطلوبى از رشادت‏هاى آنان بوده است در دوران اخير و آينده نيز جذاب و مؤثر خواهد بود. در اين مقاله به ارزيابي و تحليل عملياتهاي نيروي دريايي سپاه و دست آوردهاي آن پرداخته شده است.
كليد واژه:
نبرد ناهمگون، جنگ نفت كشها، عمليات مقابله به مثل، عمليات آبي خاكي، رزم سطحي، قايق هاي تندرو، عمليات دريايي
1- عمليات آبي خاكي خيبر:
پس از احساس نياز لشكرهاي زميني به قايق در عملياتهاي عبور از رودخانه و عملياتهاي آبي خاكي، سپاه به فكر تشكيل يگان دريايي در قالب قرارگاه نوح (ع) گرديد كه قبل از عمليات خيبر واحدهاي شناور از نيروهاي مستقر در جزاير پشتيباني مي كردند و همزمان در بندرعباس و بوشهر براي انجام عملياتهاي مهمي در جبهه هاي حق عليه باطل آماده مي شدند. و در سال 1362 اين تشكيلات نوپا مأموريت جابه جايي نيرو و تجهيزات لشكرهاي زميني را در اين عمليات آبي خاكي به عهده گرفت حضور اين سازمان نوپاي دريايي مقدمه اي براي تشكيل دو ناوتيپ كوثر و اميرالومنين (ع) گرديد.
اين دو ناوتيپ در كنار ساير يگانهاي رزم ديگر به عنوان هسته مركزي و اصلي در جنگ و بعد از آن محسوب مي شوند. عبور از منطقه اي به نام هور با ابتكار فرزندان انقلاب كار بسيار مهمي بود و نقطه شروعي براي تشكيل يك نيروي دريايي در جمهوري اسلامي ايران شد. عمليات خيبر به دلايلي توجه فرماندهان را براي انجام در آن منطق جلب نمود و فرماندهان براي انجام عمليات خيبر در آن مقطع زماني در ساير محورها عمليات انجام ندادند. دشمن در عمليات فتح المبين شكست خورده بود و چاره انديشي دفاعي كرده بود چنانچه روي بصره حمله اي صورت مي گرفت دشمن در آنجا متمركز بود و هوشياري مهندسي و كمين خود را افزايش داده بود از طرفي 70 تيپ جيش الشعبي(نيروهاي مردمي) تشكيل داده بود نيروهاي خودي مدتي با عدم الفتح مواجه شده بودند كمك ماهواره اي آمريكا، فرانسه به عراق شدت گرفته بود و شناسايي كامل تا القرنه انجام شده بود و نتيجه گرفته شد كه دشمن در منطقه هورالعظيم ضعيف تر از ساير جبهه ها است بنابراين تصميم به حمله در جبهه فوق و انجام عمليات خيبر شد.« در اين عمليات جزيره مجنون به مساحت 160 كيلومترمربع با 50 حلقه چاه نفت و چندين روستاي منطقه آزاد شدند و خسارات سنگيني به تجهيزات و يگانهاي دشمن وارد شد.»(لاريجاني،1388: 165)
پس از فتح خرمشهر و عقب نشيني سراسر ارتش عراق، دشمن براي دست يابي به پدافند مطمئن تدابيري به كار بست؛ به گونه اي كه در مناطق كوهستاني، ارتفاعات مرزي را همچنان در اشغال خود نگه داشت؛ و در مناطق پست، با به كارگيري موانع مصنوعي موقعيت خود را تحكيم بخشيد. در عين حال، دشمن از موانع طبيعي نيز به منظور ايجاد اطمينان بيشتر بهره مي گرفت. در اين ميان، رودخانه عريض اروند و منطقه وسيع هورالعظيم از نگراني دشمن نسبت به تهاجم قواي ايران كاسته بود. اين موضوع در منطقه هورالعظيم بيشتر مشهود بود، به طوري كه دشمن هيچ گونه مانعي را براي ايجاد پدافند در غرب اين منطقه در نظر نگرفته بود. عراق هرگز نمي پنداشت آب گرفتگي وسيع هورالعظيم براي نيروهاي پياده ايران قابل عبور باشد؛ و نيز گمان نمي كرد قواي مسلح ايران تلاش اصلي خود را در اين منطقه قرار دهند هم چنين عراق در سال هاي سوم و چهارم جنگ تاكتيك هاي جديدي اتخاذ كرد، كه طبعا نيازمند به كارگيري تاكتيك ها و تدابير جديد بود. به منظور برهم زدن معادله نظامي جنگ به نفع جمهوري اسلامي و به دست گرفتن ابتكار عمل، منطقه هور با سه ويژگي انتخاب گرديد:
1. ضعف و ناتواني دشمن در عمليات آبي خاكي.
2. سرعت عمل.
3. غافلگيري.
منطقه هور با توجه به تجارب به دست آمده از عمليات رمضان تا والفجر 4 و با در نظر گرفتن توان خودي و دشمن، و نيز نقش زمين و تاثير گذاري آن، انتخاب شد. نظر به راكد بودن نسبي آب هور و وسعت بيش از اندازه آن، كه طبعاً منجر به طولاني شدن عقبه هاي نيروهاي خودي مي شد و نيز فقدان زمين مناسب جهت قدرتمندي و قابليت هاي نيروهاي خود (پس از عمليات رمضان تا قبل از خيبر)، از جمله شرايط و عواملي بود كه موجب مي شد دشمن تصور عمليات گسترده را از طرف هور نداشته باشد و همين تصور باعث گرديد كه عراق، از جزاير مجنون شمالي و جنوبي و شرقي دجله تنها با چند گردان پدافند نمايد در اين ميان، اجراي عمليات والفجر مقدماتي در منطقه شمال هور، به رغم نتايج غيرمطلوب آن، نتيجه اي بزرگ هر چند غير مستقيم بر جاي گذارد. عمليات در منطقه چزابه، شناسايي موقعيت ضعيف دشمن در منطقه هور را در پي داشت. فرماندهان سپاه پاسداران كه به مناسبت عمليات والفجر مقدماتي در آن منطقه حضور يافته بودند، با مشاهده نقاط ضعف دشمن، سريعاً به طراحي عمليات خيبر پرداختند و با استفاده از تجربه حاصل از عمليات والفجر مقدماتي، ضريب امنيت را شدت بخشيده و رعايت حفاظت اطلاعات را اصل قرار دادند. مضافاً به اين كه دو نكته مهم ديگر در دستور كار قرار گرفت. نكته اول، فعاليت هاي شناسايي بود كه با توجه به رعايت اصل حفاظت، به نيروهاي بومي سپاه خوزستان واگذار شد. نكته دوم، تغيير در سازمان رزم سپاه پاسداران و ايجاد قابليت عمليات آبي خاكي بود كه بايد متحقق مي شد ، بر همين اساس، يگان دريايي سپاه قرارگاه نوح تشكيل شد. در عين حال، براي جلوگيري از هوشياري دشمن، قرارگاه دريايي سپاه در بوشهر فعال گرديد تا به اين وسيله تلاش جديد به منظور افزايش فعاليت در خليج فارس تلقي گردد.
2- عمليات آبي خاكي بدر:
عمليات آبي خاكي بدر به عنوان دومين گام در تشكيل نيروي دريايي سپاه مؤثر واقع شد. اگر چه هنوز در خلال اين عمليات، نيروي دريايي سپاه رسماً تشكيل نشده بود اما گامي ديگر در راه اندازي اين نيرو بود بار ديگر با قبول مأموريت جابه جايي لشكرهاي زميني و تجهيزات آنها در منطقه هور الهويزه كه مقارن با سال 1363 بود مقدمات تشكيل نيرو كه در عمليات خيبر پي ريزي شده بود كامل تر شد.« اين عمليات در شرق رودخانه دجله انجام شد كه منجر به آزادسازي بخش وسيعي از مناطق مهم و نفت خيز هورالهويزه و چندين روستاي منطقه و ده ها پاسگاه دشمن در هورالهويزه و جاده الحجرده معروف به خندق گرديد.» (لاريجاني،1388: 165)
بعد از عمليات خيبر، دشمن علاوه بر سازماندهي سپاه هاي اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشكيل فرماندهي شرق دجله و رده هاي مواضع پدافندي در سراسر منطقه جنوب كرد و در مسير آب راه ها و در داخل نيزارها كمين هايي قرار داد تا در صورت هجوم نيروهاي ايراني، نقش هشدار دهنده و تاخيري داشته باشند و از نزديكي نيروهاي شناسايي به خط دشمن نيز ممانعت به عمل آورد و به منظور زير نظر داشتن هرگونه تحرك و داشتن ديد كلي بر هور و اطراف آن دكل هاي متعددي را نصب كرد. گذشته از كمين و نصب دكل ها، در آب راه ها موانع قابل ملاحظه اي ايجاد كرد كه گذشتن از آن ها بسيار سخت و بلكه غير ممكن مي نمود. بعد از اين موانع، سيل بندي هم مشرف بر آب به عرض 12 متر و ارتفاع 2 متر احداث كرده و بر روي آن سنگرهاي متعددي تعبيه، كه از سه جهت، داراي ديد كافي بر روي آب بود. در حالي كه دستيابي به يك جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره – العماره، كه مي توانست منطقه مانور مناسبي را براي عمليات هاي آينده به سمت بصره و يا العماره باز نموده و دروازه جديدي را براي ورود به مناطق خشكي جديد بگشايد، هم چنان به عنوان يك هدف مهم تلقي مي شد؛ عواملي هم چون تجربيات به دست آمده از عمليات خيبر در خصوص الزامات پشتيباني و تاكتيكي و عمليات آبي و خاكي، جبران بسياري از نواقص و كمبودهاي مهندسي موجود در عمليات مذكور، در اختيار داشتن جزاير مجنون به عنوان مناطق واسط و سرپل كه امكان تمركز نيروها و انتقال تجهيزات به جلو را تسهيل مي نمود، موجب شدند منطقه غرب هورالهويزه مجدداً براي انجام عمليات بزرگ بعدي انتخاب گردد.
3- عمليات والفجرهشت:
بعد از گذشت چهار ماه از فرمان تاريخى حضرت امام‏خمينى(قدس سرّه‏الشّريف) مبنى بر تشكيل نيروهاى سه گانه هوائى، زمينى و دريائى سپاه پاسداران، برنامه ريزى جهت انجام عمليات شروع شد و در بهمن ماه سال 1364، عمليات بزرگى شروع گرديد كه نيروى دريائى سپاه پاسداران در اين عمليات شركت داشت. پيروزي هاي جمهوري اسلامي با فتح خرمشهر به اوج خود رسيد، غرب به منظور فراهم آوردن شرايط مناسب در تحميل صلح و سازش به جمهوري اسلامي، تلاش اصلي را معطوف بر حفظ صدام كرد. بدين ترتيب از يك سو پافشاري و تصميم قطعي غرب مبني بر حفظ صدام و از سوي ديگر، عزم راسخ جمهوري اسلامي جهت حصول به اهداف حقه خود در جنگ و تسليم نشدن در برابر فشارهاي همه جانبه استكبار، به نوعي، حالت نه جنگ، نه صلح را ميان طرفين حاكم كرد. در واقع حفظ صدام و بازداشتن ايران از پافشاري روي آرمان هاي خود، برقراري موازنه قوا بود. از اين رو افزايش و تقويت توانايي هاي تكنولوژي عراق به ويژه نيروي هوايي، در دستور كار استكبار قرار گرفت و به دنبال آن دشمن سعي كرد فضا را به طور مطلق در اختيار بگيرد تا شايد به اين وسيله به لحاظ ضعف هاي متعددي كه داشت، صحنه جنگ را از ميدان رزم زميني به آسمان، دريا و شهرها بكشاند. گذشته از استراتژي غرب و حمايت هاي همه جانبه علمي و نظير از رژيم عراق، رژيم بعثي نيز تمامي توان خود را در جهت پشتيباني و پاسخ گويي به نيازهاي جنگ قرار داد. اجتناب از جنگ در زمين مسطح پس از عمليات هاي والفجر مقدماتي و والفجر ده و در پي آن ابتكار عمليات در هورالهويزه طي دو عمليات بزرگ خيبر و بدر به خصوص خيبر موجب انفعال رژيم عراق و ايجاد نگراني در ميان حاميان منطقه اي و بين المللي او گرديد، و متقابلا جمهوري اسلامي ايران كه ابتكار عمل و برتري سياسي و نظامي را همچنان در دست داشت، زمينه عمليات بعدي را با استفاده از تجربه عمليات در هور فراهم نمود. در اين ميان، عاملي كه مجوب شد طراحان نظامي در انتخاب منطقه بعدي براي عمليات دقت بيشتري به عمل آورند، اين بود كه هيچ يك از عمليات هاي انجام شده پس از فتح خرمشهر داراي نتايجي نبود كه قادر باشد برتري تعيين كننده اي را نصيب ايران كند. از اين رو، لازم بود حركت جديدي در صحنه جنگ انجام شود كه با آنچه از اول جنگ تا آن زمان به وقوع پيوسته بود، متفاوت باشد و فرماندهان نظامي عراق نيزاز پيش بيني آن ناتوان باشند. اين حركت، عبور از رودخانه عريضي همچون اروند و تسخير منطقه مهم شبه جزيره فاو بود.
رزمندگان نيروى دريائى سپاه پاسداران با عبور از بيشترين عرض اروند روند (بيش از 700 متر) اجراى عمليات نمودند. رزمندگان در مرحلة اول عمليات، به اهداف اولية خود دست يافته و از جناحين نيز جهت تأمين اهداف قرارگاههاى همجوار تلاش نمودند. در نهايت، پاتكهاى دشمن را در طول 20 روز اول در منطقه درياچه نمك دفع نموده و دست به پدافند زدند. در اين مدت ، از شناورهاي رزمي و پشتيباني رزم و قايق‏هاى تندرو در جهت پشتيبانى ، شناسائى و تهاجم عليه نقاط مختلف دشمن ، استفاده مؤثرى به عمل آمد. قرارگاه نوح (ع) در عريض‏ترين قسمت اروند رود، شمال خليج فارس و دهانة خور عبدالله تا امّ‏القصر، وارد عمليات شد. در اين عمليات، كاروان پشتيبانى دريايى از بندر امام (ماهشهر) ظرف مدت 48 ساعت اول عمليات فوق در بندر فاو پهلو گرفت.
«عمليات والفجر هشت معروف به فتح فاو در شبه جزيره فاو به منظور كوتاه كردن دست رژيم متجاوز عراق از آبهاي خليج فارس توسط دليرمردان سپاه به اجرا در آمد؛ در اين عمليات مهم نيروي دريايي سپاه براي عبور از اروند تاكتيكهاي جديدي به كار گرفت. اقدام فوق حيرت همه كارشناسان نظامي را برانگيخت و به لحاظ سياسي نگراني عميقي را در حاميان رژيم عراق ايجاد كرد عمليات تصرف فاو از عملياتهاي بي نظير آبي خاكي و عبور از رودخانه محسوب مي شود كه نيروي دريايي سپاه مقتدرانه و با سرافرازي در آن شركت داشت بزرگترين دستاورد سياسي والفجر هشت صدور قطع نامه 598 توسط شوراي امنيت سازمان ملل بود.»(اعلايي، سخنراني: 1388)
4- عمليات كربلاى 4 :
در اين عمليات نيز قرارگاه نوح (ع) نيروي دريا سپاه به همراه تعدادى يگانهاى زمينى و يگانهاى شناوري و تكاوري خود شركت داشت. در عمليات كربلاى چهار شناورهاي تندرو نيروي دريايي سپاه پاسداران و تكاوران آبي خاكي با عبور سريع از اروندرود به آن سوى اروند به سمت سرپل پيشروي نمودند و در ادامه درگيرى با دشمن بعثى در در عمق 5 تا 8 كيلومترى با دشمن درگير شدند اما بنا به دلايل مختلفى دستور عقب‏نشينى تاكتيكي صادر شد و يگانها از منطقه تصرف شده، عقب نشينى و با شناورها به مقرهاى خود انتقال داده شدند. «عمليات كربلاي چهار در غرب اروندرود به منظور انهدام نيروي دشمن به اجرا در آمد»(لاريجاني، 1388: 168)
5- عمليات كربلاى پنج :
در اين عمليات، قرارگاه نوح (ع) نيروي درياي سپاه پاسداران با ايجاد دو قرارگاه فرعى فعاليت داشت. منطقه عمليات كربلاي پنج و والفجر هشت به هم نزديك بودند كه در تمام مدت اين عمليات‏، قرارگاه نوح(ع) مأموريت پدافند از ضلع جنوبى و شرقى منطقه تصرف شده فاو يعنى محورم امّ‏القصر - مهمترين محور عملياتى فاو - و سواحل خور عبدالله و كنترل اين آبراه را نيز به عهده داشت. به دليل حساسيت منطقه فاو و اخبار و گزارشات رسيده مبنى بر احتمال حمله دشمن به فاو، نيروى دريائى سپاه مأمور حفاظت و پدافند از خطوط پدافندى فاو گرديد كه با استفاده از نيروهاى تفنگدار و شناورها ، اين مأموريت را ادامه داد. در روز دوم عمليات كربلاى پنج، دستور وارد شدن در محور عملياتى كربلاى پنج صادر گرديد و نيروى دريائى سپاه با احداث دو قرارگاه تاكتيكى، مأموريت و اقدامات پدافندى از جزيرة «بوارين» و جزيرة «ماهى» و سمت چپ جادة شلمچه تا «نهر خليل» و جزيرة «امّ‏الطّويل» را كه تلفات و ضايعات زيادى به نيروى اسلام وارد ‏كرد، و پس از آن محور جنوبى عمليات كربلاى پنج را به عهده داشت و تا نهر «جاسم»(شهر دوعيجى) نيز پيشروى نمود. نيروي دريايي سپاه با شركت در اين عمليات بار ديگر سابقه درخشان خودش در جنگ را رقم زد و كارنامه عملياتي خودش را درخشانتر نمود.«عمليات كربلاي پنج در منطقه عملياتي شلمچه و شرق بصره انجام شد»(لاريجاني، 168: 1388)


6- عملياتهاي پشتيباني رزم در خليج فارس:
پس از تشكيل نيروى دريايى سپاه، عناصر و يگانهاى دريايى سپاه در ماهشهر، بوشهر و بندر عباس، كار كنترل و شناسايى خود را در آبراه اروند و تنگة هرمز انجام مى‏دادند. همچنين در اسكورت كاروانهاى دريايى در كنار نداجا، حضور فعال داشتند و از طريق پشتيبانيهاى آموزشى و كنترل و هدايت شناورهاى يگانهاى نيروى زمينى را به عهده داشتند. در مقطعي از دوران دفاع مقدس كه آمريكا و برخي از كشورها تهديدي جديد را در خليج فارس به وجود آورده بودند نيروهاي سپاه در جزاير خليج فارس مستقر شدند جابه جايي اين نيرو و پشتيباني از آنها نياز به يك عمليات ترابري دريايي بزرگي داشت كه اين مأموريت مهم توسط واحدهاي شناور نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با موفقيت در يك دوره طولاني انجام شد اين عمليات بعد از گذشت چندين سال از جنگ تحميلي در برخي از جزاير خليج فارس هنوز ادامه دارد.
7- عمليات كربلاي 3 :
ايده انجام عمليات نظامي در دريا پس از عدم موفقيت عمليات والفجر مقدماتي با سفر دريايي فرماندهان يگان هاي زميني سپاه پاسداران و بررسي وضعيت تعرض به منافع عراق در شمال خليج فارس طرح شد. اين امر موجب شد كه فرماندهان لشكرها و تيپ ها به آموزش يگان هاي خود جهت عمليات در آب بپردازند.بر همين اساس، به موازات آماده سازي يگان ها براي عمليات در هور، انديشه عمليات در دريا عليه منافع عراق بارور شد و در نتيجه ماموريت تعرض به اسكله هاي نفتي العميه و البكر به نيروي دريايي سپاه پاسداران (قرارگاه نوح) واگذار گرديد.
به منظور انجام عمليات ايذايي و محدود، طراحي جهت حمله به اسكله الامية عراق در خليج فارس تصويب و اجراي اين ماموريت به نيروي دريايي سپاه واگذار شد و يكي از يگان هاي با تجربه نيروي زميني سپاه از لشكر 14 امام حسين (ع)، براي انجام اين عمليات، به قرارگاه نوح مامور گرديد و در ساعت 30/1 دقيقه بامداد روز سه شنبه 11/6/1365، با رمز مقدس حسبنا الله و نعم الوكيل آغاز شد. عمليات دريايي كربلاى سه به منظور تصرّف عوارض حساس ترمينالهاي نفتي البكر و الاميه عراق در شمال خليج فارس توسط نيروي دريايي سپاه پاسداران و همكاري برخي از واحدهاي ديگر سپاه طرح ريزى و اجرا گرديد. به دليل اهميت و حساسيت نقش اين سكوهاى دريايى در هدايت عملياتهاى نظامى (هوايى و موشكى) عراق عليه منابع اقتصادى ايران و كشتيرانى در شمال خليج فارس، تصميم گرفته شد كه عراق از اين توانايى محروم شود.« بر اين اساس، قرارگاه دريايى نوح(ع) مسئول شناسايى منطقه عملياتى براى انجام عمليات تهاجمى عليه آنها شد. فعاليتهاى اطلاعاتى دور و نزديك فراوانى توسط نيروهاى اطلاعاتى قرارگاه و نيز يگانهاى اطلاعات رزمى لشكر 14 امام حسين (ع) براى شناسايى سكوها و محيط جغرافيايى اطراف آنها صورت گرفت و در نهايت، منطقة عملياتى از نظر اطلاعاتى آماده شد. براى انجام موفق اين عمليات ، قبلاً تمرينات لازم در اهداف مشابه صورت گرفت تا ميزان مهارت و آشنايى نيروهاى تك ور با منطقه عملياتى بيشتر شود.(جلوداري، 56: 1379)
سرانجام در تاريخ 11/6/1365 عمليات دريايى به نام «كربلاى سه» براى تصرف اسكلة الاميه و انهدام آن آغاز گرديد. على رغم بوجود آمدن مشكلات آب و هوايى و تغييراتى كه در جزر و مد و ارتفاع امواج در شب عمليات پيش آمد، نيروهاى عملياتى موفق به بالا رفتن از سكوها شده و در جريان نبرد سنگينى كه با نيروهاى عراقى رخ داد، سكوى الاميه را تصرف كردند. در جريان عمليات عمليات كربلاى سه ، تعداد 63 نفر از نيروهاى عراقى مستقر در اين سكو كشته و بيش از 100 نفر نيز به اسارت نيروهاى خودى در آمدند. 2 فروند هواپيماى عراقى ساقط و يك فروند ناوچه اوزا منهدم شد. تعداد 2 دستگاه رادار دشمن منهدم و 4 دستگاه به غنيمت نيروهاى اسلام در آمد. ساير تجهيزات و تسليحات مستقر بر روى آن به غنيمت در آمد. اين عمليات تحت فرماندهى قرارگاه نوح (ع) و با شركت لشكر امام حسين(ع) و يگانهاى موشكى و شناورى نيروى دريايى سپاه اجرا گرديد. در اين عمليات با رشادتهاى منحصر به فرد غواصان ، اسكله الاميه سقوط كرد و پس از انهدام نيروهاى نظامى محافظ اسكله ، تخريب كلى تأسيسات نظامى و غير نظامى مسقر بر آن ، پايان يافت.
8- پدافند از جزيرة خارك :
با توجه به حملات گسترده دشمن به جزيره خارك و در خطر قرار گرفتن شاهراه اقتصادى جمهورى اسلامى ايران يعنى صدور نفت از آن، نياز به پدافند در جزيره و اطراف آن احساس مى‏شد كه نيروى دريائى سپاه با مستقر نمودن سامانه هاي پدافندي روي عرشه چهار فروند از كشتى‏هاى صدمه ديده در اطراف جزيره خارك مسئوليت پدافند در ارتفاع پست سواحل جزيرة خارك را به عهده گرفت كه به علت وجود اين موانع پدافندى، از حملات دشمن به جزيره تا حد زيادى كاسته شد و 2 فروند هواپيماى عراقى نيز هدف پدافند نيروى دريائى سپاه قرار گرفت و در آبهاى اطراف سقوط كردند. همچنين نيروي دريايي سپاه با ابتكار جديدي تعدادي هدف كاذب بزرگ طراحي نمود و پس از مراحل ساخت هدفهاي كاذب فوق را در پيرامون جزيره مستقر نمود تا با اين اقدام موشكهاي دشمن را كه به سمت اهداف واقعي شليك مي شدند را فريب بدهد. «حضور نيروي دريايي سپاه پاسداران در عمليات دفاع از جزيره خارك موفقيت ديگري در چهره درخشان نيروي دريايي سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس بود.» (جلوداري، 66: 1379)


9- مانور دريايي شهادت :
مانور شهادت به منظور به نمايش گذاشتن توان رزمى نيروى دريائى سپاه در منطقه، به دليل تهديدات آمريكا و پيمان ناتو و حضور گسترده دشمن در خليج فارس در دوران دفاع مقدس اجرا گرديد كه ضمن بالا بردن توان رزمى نيروى دريائى سپاه، دشمنان نيز متوجه قدرت جمهورى اسلامى ايران شوند. اين مانور، تأثير سياسى زيادى را در سطح منطقه ايجاد نمود و موجب موفقيت نيروى دريائى سپاه در خليج فارس و ايجاد رعب و وحشت دشمنان گرديد. در اين مانور، بالغ بر 700 فروند قايق تندرو و شناورهاى پشتيبانى نيروي دريايي سپاه در خليج فارس شركت داشتند. در اين مانور رزمندگان نيروي دريايي سپاه در عمليات‏هاى عبور از موانع آبى و ميدان مين و دفاع ساحلى و انجام عمليات آبي خاكي استفاده از قايق‏هاى تندرو توپدار گسترش يافت و مقدمه اي براي شركت فعال تر در جنگ نفتكش ها شد. مانور و تمرينات دريايي مانند يك جنگ واقعي در دريا بين عناصر رزمي شناوري، موشكي، تكاوري و هوادريايي نيروي دريايي سپاه انجام مي شود و مي تواند اقتدار نيروهاي خودي را به دشمنان نشان دهد و بازدارندگي ايجاد كند.
10- جنگ نفتكش ها:
در طول هزاران سال دريانوردى در خليج فارس، اين آبراه بين‏المللى هرگز وضعى خطرناكتر و بحرانى‏تر از آنچه از اواسط سال 1987 (1366 هـ.ش.) با آن روبرو شد، به خود نديده است. بهانه آمريكا براى گسيل داشتن اين همه ناو جنگى به خليج فارس ، «تهديد امنيت كشتيرانى» در اين آبراه بين‏المللى بود. در حالى كه آشكار بود كه امنيت كشتيرانى در خليج فارس از طرف عراق مورد تهديد قرار گرفته بود و عراق در عمليات خود عليه نفت‏كش‏هاى حامل نفت ايران يا كشتى‏هاى تجارى كه به بنادر ايران تردد داشتند، همواره از حمايت آمريكائيان برخوردار بود. نخستين ناو جنگى آمريكا در خليج فارس نيز كه مورد حمله قرار گرفت ، ناوجنگى «استارك» بود كه روز 17 مة 1987 (27 ارديبهشت 1366) از سوى عراق مورد اصابت موشك‏هاى اگزوست ساخت فرانسه قرار گرفت و علاوه بر خسارات سنگين به خود كشتى، 37 نفر از خدمة آن نيز به هلاكت رسيدند. عراقى‏ها نخست در صدد انكار اين حمله برآمدند، ولى سرانجام ناچار به اعتراف شدند و ادعا كردند كه خلبانان عراقى در موشك‏اندازى به سوى ناو جنگى آمريكا دچار اشتباه شده‏اند. اما آمريكا به جاى تنبيه عراق، ايران را مسئول اصلى بروز اين حوادث به شمار آورد و حمله به ناو جنگى استارك را بهانة ديگرى براى افزايش حضور نظامى خود در خليج فارس قرار داد.
«بنا بر آمارهايى كه منتشر شده است، تا اول دسامبر 1987 (دهم آذر 1366) بيش از 400 فروند كشتى در آبهاى خليج فارس مورد حمله قرار گرفتند كه مسئوليت حمله به بيش از 300 فروند آن را عراقى‏ها رسماً به گردن گرفته‏اند.»(جمشيدي، 712: 1380) حمله به كشتى‏هاى غير نظامى و عمدتاً نفت‏كش‏ها، از سال 1984 ميلادي كه عراق موقعيت خود را در جنگ زمينى با نيروهاى ايران در خطر ديد، آغاز شد. هدف عراق از حمله به نفت‏كش‏ها و تأسيسات نفت ايران، به خصوص ترمينال نفتى جزيرة خارك يا لطمه زدن به صادرات نفت ايران و تحت فشار قرار دادن ايران براى قبول آتش بس و آغاز مذاكرات صلح بود. نيروي دريايي سپاه پاسداران با شركت در جنگ نفت كش ها و انجام عمليات لازم استخراج و صادرات نفت را تضمين نمود و جمهوري اسلامي ايران را از خطر بزرگي دور ساخت و براي هميشه براي دشمنان انقلاب بازدارندگي مؤثري را ايجاد نمود.
11- عمليات موشكى نيروى دريايى سپاه در جنگ :
عمليات‏هاى موشكى كه توسط نيروى دريايى سپاه در جنگ نفتكش‏ها به كار گرفته شده است، از دسته عمليات‏هاى بسيار موفق سپاه در طول دفاع مقدس مى‏باشد. در اين عمليات‏ها ضمن وارد كردن خسارت‏هاى سنگين به دشمنان منطقه‏اى و فرامنطقه، به نوعى يك جنگ روانى عليه دشمن اعمال مى‏شد. كه عمده اين عمليات‏ها موفقيت‏آميز بوده است در تاريخ 23 / 9/ 1365 اولين عمليات موشكى، پس از تصرف سايت موشكى فاو در ساعت 0530 به منظور انهدام اسكله البكر عراق انجام گرفت كه موشك‏هاى بعدي نيز پس از شليك به هدف اصابت كردند، موشك ديگري نيز در تاريخ 4/10/1365 و در ساعت 2300 به سمت اسكله بندر ام‏القصر عراق شليك شد كه به هدف اصابت نمود عمليات‏هاى موشكى ديگرى نيز عليه اهداف از پيش تعيين شده شليك شده است كه عمده آنها موفقيت‏آميز بوده است.آنچه كه در اين عمليات‏هاى موشكى حائض اهميت بوده است، جنبه جنگ روانى آن است، كه به نظر مى‏رسد، پرتاب كنندگان اين موشك‏ها در آن تاريخ به اهداف خود دسترسى پيدا كرده‏اند.
12- درگيري هاي خليج فارس از زبان مؤسسه مطالعات واشنگتن:
ديويد ب.كراست تاريخ شناس ارشد دفتر تاريخ ستاد مشترك مؤسسه مطالعات سياست خاور نزديك واشنگتن اخيراً( سال 2009)athe washington institute در اينترنت مقاله اي را در خصوص درگيري هاي نظامي در خليج فارس منتشر نموده است او درباره تاريخچه نظامي معاصر قلم و سخن رانده است، مخصوصاً درباره عملياتهاي خاورميانه. وي سرهنگ دوم در رده احتياط نيروي تفنگداران دريايي آمريكا مي باشد و در اعزام هايي به عراق و افغانستان همراه با ائتلاف نيروهاي ويژه عملياتي مشترك شركت داشته است. مقاله حاضر نتيجه تحقيق پايان نامه او محسوب مي گردد. او نظرات مطروحه در اين مقاله را نظرات شخصي خود اعلام نموده است و مبين مواضع وزارت دفاع آمريكا نمي داند. كه ترجمه آن توسط آقاي دوست محمدي انجام شده به شرح زير مي باشد. در دهه 80 ميلادي، ايالات متحده آمريكا دستخوش چالش هاي جدي در منطقه خليج فارس شد. انقلاب اسلامي ايران، متحد واشنگتن يعني شاه را، با يك رژيم خصمانه در تهران جابه جا نموده بود. در سپتامبر 1980، رئيس جمهور عراق صدام حسين از فرصت هرج و مرج در ايران استفاده نمود و نيروهاي خود را روانه كرد تا منابع نفتي مرز جنوبي ايران را بدست آورد. هرچند ايران از اين حمله به صورت دفاعي مقابله نمود و نيروهاي صدام را به خاك عراق عقب نشاند، همانجايي كه نزاع به طول انجاميد. علي رغم حملات مكرر كه به قيمت كشته شدن صدها هزار نفر به طول انجاميد، ايرانيها در غلبه بر عراق ناتوان ماندند و جنگ به بن بستي خونين همانند آنچه در جنگ جهاني اول اتفاق افتاد تبديل گشت. ترس از يك پيروزي ايراني و صادرات يك انقلاب شيعي به عراق كشورهاي شوراي همكاري خليج (GCC) كه وابسته به غرب بودند را بر آن داشت. بحرين، كويت، عربستان سعودي، امارات، عمان و قطر تا كمكي حدود 65-25 ميليارد دلار به عراق نمايند. كويت جهت ترانزيت از بندرهاي خود اجازه داد تا تسليحات به عراق گسيل گردد، براي مثال فقط در عرض يك هفته كشتي هاي واصله به بنادر كويت چيزي حدود يك تيپ تانك T-72 ترخيص نمودند. در سال 1984 جنگ ايران- عراق به داخل خليج فارس كشيده شد. در تلاشي كه عراق در راستاي تحميل قبول صلح بر ايران داشت، جنگ نفتكشها را به راه انداخت. ايران هم در پاسخ، كشتي هايي را كه به مقصد عراق جهت كمك هاي مالي در حركت بودند را مورد حمله قرار داد، بخصوص كشتي هاي عربستان و كويت. در تاريخ 13 ماه مي 1984 يك جنگنده بمب افكن F-4E ايراني، نفتكش 80000 تني كويتي را به نام ام كسباب مورد حمله قرار داد و در حاليكه اين شناور از كرانه هاي ساحلي عربستان سوخت مورد درخواست بريتانيا را قصد داشت حمل كند. اين چنين حملات افزايش عمده اي را در جنگ پيريزي نمود. براي نخستين بار تا آن زمان ايران عمداً خط حمل و نقل دريايي غير نظامي را مورد هدف قرار داد. تا انتهاي جنگ ايران و عراق، ايران توسط نيروهاي خود به 190 كشتي از 31 كشور دنيا حمله ور شد و حداقل 63 ملوان كشته شدند.
ايالت متحده آمريكا به تهديدات ايران از طريق قدرتمند ساختن ظرفيت هاي نظامي كشورهاي GCC در پاسخ گفت: اين امر با ايجاد پايگاه نيرويي تحت فرماندهي پايگاه عربستان سعودي به طور سريع تشكيل شد و نيروي سپري شبه جزيره اي نام گرفت. واشنگتن تلاش نمود نيروي جديدالتأسيس را با يك سيستم پدافند هوايي در سراسر خليج فارس ارتقاء بخشد. رادارهاي هشدار دهنده اطراف خليج فارس يا موشك هاي زمين به هواي هاوك، واقع در كويت و امارات متحده عربي و سامانه كنترل و هشدار هوايي سعودي (AWACS) و نيز جنگنده هاي F-15 مرتبط و متصل بودند. فلسفه آن زمان و الان مبتني بر GCC با قدمت و برش بالا بود، اين نقل از ريچارد آرميتاژ مشاور وزير دفاع وقت سياست امنيت بين الملل است. ولي مخالفين قديمي و سرسخت آن تمامي اين تلاشها را بي اثر ساختند. دول خليج عرب بر سر مناقشات طولاني متفرق و از هم گسيخته شدند. و به طور توجيه پذيري از همراهي آشكار و علني با ايالات متحده آمريكا در مقابل همسايه قدرتمند خود ايران عصباني و آشفته شده بودند.
سامانه پدافند هوايي آمريكا يك پيشرفت و موفقيت قابل ملاحظه را كسب نمود. در پاسخ به حملات هوايي ايران سعودي ها منطقه پدافند هوايي شخصي را (كه به نام نواد فهد شناخته مي شد) ايجاد نمودند كه در كنار تشكيلات نفتي ساحلي عربستان در شمال خليج قرار داشت. در تاريخ 5 ژوئن 1984 يك جنگنده F-4 ايراني توسط سامانه AWACS شناسايي شد كه در حال عبور از خط فهد بود 2 جنگنده F-15 سعودي توانستند با موشك Sidewinder جنگنده ايراني را مورد هدف قرار دهند. هر دو طرف مناقشه حدوداً 12 هواپيماي ديگر را مورد امتحان و نبرد قرار دادند به طوريكه يك جنگ هوايي در خليج در حال شكل گرفتن بود. هرچند ايران جنگنده هاي خود را به عقب خواند تا از يك رويارويي بزرگ جلوگيري نمايد.
تغيير پرچم نفتكش هاي كويتي
در سال 1986، نزاع در حال افزايش در خليج فارس، واشنگتن را وادار ساخت كه به طور مستقيم تري دخالت نمايد. در تاريخ 12 ژانويه 1986، نيروهاي ايراني كشتي آمريكايي به نام پوزيدنت تيلور را متوقف ساخته و به بهانه جستجو براي وسايل و ادوات جنگي به مقصد عراق بطور مختصر وارد عرشه آن شدند. با در نظر گرفتن ربودن كشتي كروز ايتاليايي به نام Achille Lauro كه فقط 3 ماه قبل تر اتفاق افتاده بود، دولت ريگان هيچ انگيزه اي نداشت براي ريسك كردن و مشاهده يك بحران ديگر در مقابل كشوري كه سابقه گروگانگيري از شهروندان آمريكايي را داشت. در نوامبر خبر فروش محرمانه اسلحه از آمريكا به ايران درز گشت. اين رسوايي بطور مؤثري تلاش براي صلح از سوي دولت آمريكا با ايران را مختومه نمود، چيزي كه وزير دفاع فعلي، رابرت گيش آن را جستجو براي ميانه رويي ايراني خواند. در اين بين، جنگ ايران- عراق به سطوح جديدي از مبارزه رسيده بود. در فوريه 1986 ايران نيرويي حدود 000/100 نفر را از شط العرب عبور داد و منطقه استراتژيك و شبه جزيره فاو را تسخير نمود. در پاسخ به اين حركت، عراقي ها حملات خود را به سيستم حمل و نقل دريايي ايران شدت بخشيدند و ايران هم در تلافي اين اقدام، نفتكش هاي عازم به سمت كشورهاي خليج را مورد هدف قرار داد كه در ميان آنها نفتكشي كه منتظر بارگيري نفت خام در دبي بود نيز وجود داشت. در سپتامبر 1986 غضب ايران به سمت كويت تغيير جهت داد كه با 28 حمله از 32 حمله انجام گرفته، مستقيماً به خطوط حمل و نقل دريايي مرتبط به كويت روانه نمود.
پتانسيل حمايت و پشتيباني پيشنهاد شده از طرف نيروي دريايي ايالت متحده از چشم سران كويتي پنهان نماند، بخصوص وزير نفت اين كشور، شيخ علي خليفه كه بطور فزاينده اي نگران حملات ايران به خطوط حمل و نقل كشورش شده بود. در 23 دسامبر 1986، كويت درخواستي رسمي از سفارت آمريكا به عمل آورد كه در آن خواستار ثبت و درج پرچم آمريكا بر روي برخي نفتكش ها ي خود شده بود به حالتي كه چتر حمايتي آمريكا را بدنبال داشته باشد. براي شخص وزير دفاع وقت، كاسپر وينبرگر، پيشنهاد كويتي ها يك فرصت طلايي بود تا بسياري از مسائل غامض موجد را حل و فصل نمايد. اعتبار آمريكا پس از افشاي قرارداد اسلحه ايران- آمريكا در ترد متحدان خليج فارسيش احيا گردد و نيز از توسعه طلبي ايران جلوگيري به عمل آيد و نيز ايجاد حضوري مستحكم در منطقه پرمخاطره خليج فارس.
پيشنهاد كويت هاي به طو فراگير در واشنگتن مورد قبول واقع نشد. كويت كشوري بود كه از لحاظ ديپلماتيك با مسكو رابطه داشت و اساس و ذات ضدآمريكايي خود را در روابط خارجه اش نشان داده بود. حتي آنهايي كه از ايده تغيير پرچم حمايت مي نمودند، همانند آقاي ريچارد مورفي دستيار وزير كشور در امور خاور نزديك، بر اين باور بودن كه ايالات متحده بايد نظام مند و اصولي رفتار نمايد و ابتدا همكاريهاي حمايتي خود را با GCC و كشورهاي اروپايي تقويت نمايد، نه اينكه به روندي يك طرفه دست بزند و به حمايت از كويت بپردازد. سخت ترين اپوزيسيون از سمت خود نيروي دريايي آمريكا نشأت گرفت كه به انحراف و تغيي مسير ذخاير از ناوگان اقيانوس آرام واطلس اعتراض داشت و به افزايش آهنگ حركتي عملياتي در منطقه خليج فارس بي ميل نشان مي داد. فرمانده نيروي دريايي، جيمز وب، فلسفه اعزام شناوريهاي جنگي آمريكايي به خليج فارس و درگير ساختن در جنگ مابين ايران و عراق را زير سئوال برد، استدلالي كه بعدها معتبر شد. متعاقب حمله غيرعمدي مورخ 17 مي 1987 توسط عراق به ناو استارك آمريكا.
زمانيكه كويت تهديد به روي آوردن به شوروي جهت حمايت از نفتكش هايش نمود، رئيس جمهوري روناله ريگان عمليات اسكورت را تصويب نمود. در مارچ 1987 ايالات متحده پذيرفت تا از 11 نفتكش كويتي محافظت نمايد. به دلايل قانوني، شناورهاي مي بايست در تصاحب آمريكايي ها مي بودند، به همين خاطر كويت كارخانه آمريكايي را بنا ساخت به نام شركت حمل و نقل چساپيك، كه دفتر اصلي آن در دلاور مستقر بود و به عنوان مالك آمريكايي نفتكش ها شناخته مي شد. اولين نفتكش به نام الركاب با گنجايش 000/400 تن تا پايان ماه ژوئن به ثبت رسيد كه البته هم اكنون به نام بريجتون نامگذاري شده است.
گمان هاي آمريكا از تهديدات
انجام عمليات اسكورت با نام ارنست ويل به ستاد كل آمريكا واگذار شد (CENTCOM) كه عمليات اسكورت معمولي را ترتيب داد كه بر پايه ارعاب و تهديد بود. يك فرض مهم در طراحي اين پروژه اين بود كه ايران ريسك جنگ مستقيم با آمريكا را از طريق به چالش كشيدن عمليات اسكورت نخواهد كرد. زمانيكه فرمانده CENTCOM، سرتيپ نيروي دريايي جرج كرايست در نامه اي به فرمانده ستاد مشترك درياسالار ويليام كرو چنين مي نويسد : غير محتمل مي نمايد كه ايران به عمد به يگان آمريكايي يا نفتكش كويتي تحت اسكورت آمريكا حمله كند. آقاي كرو با اين ارزيابي موافقت نمود، همان طور كه سرويس اطلاعاتي آمريكا نيز بر اين باور بود كه احتمالات پاسخ و واكنش ايران به ترتيب اولويت نسبت به عمليات ارنست ويل به شرح زيرخواهد بود :
(دوست محمدي، ترجمه)
1) افزايش حملات به آن دسته از شناورهايي كه اسكورت نمي شوند.
2) تاكتيك مين گذاري
3) افزايش تروريسم در منطقه عليه اهداف آمريكايي و كويتي
4) حمله به كشتي هاي اسكورت شده
5) حمله به ناوهاي جنگي آمريكايي
CENTCOM برنامه هاي قريب الوقوعي داشت مبني بر اينكه ايران احتمالاً به كاروان نفتكش ها حمله ور خواهد شد ولي رهبران نظامي ايالات متحده بر اين عقيده بودن كه حضور يك ناو هواپيمابر در اين منطقه اين احتمال خطر را كاهش مي دهد.
در روز 16 مي 1987 نفتكش 000/68 تني شوروي به نام مارشال چويكوف به يك مين ايراني برخورد كرد در حاليكه داشت به كانال مينا الحمدي وارد مي شد- ورودي اصلي عميق به كويت. در طي 33 روز بعد، سه كشتي ديگر نيز به مين برخورد نمودند. هرچند مين گذاري از سوي ايرانيان از قبل پيش بيني شده بود، طراحان آمريكايي در تخمين اندازه و تأثير و كارآيي چنين حملات نامتقارني ناكام ماندند. در پاسخ، ارتش آمريكا يك تيم براي خنثي نمودن مين ها به خليج فارس اعزام نمود و نيز يك گردان هوايي مين خنثي كن كه در ويرجينا پايگاه داشت را (هليكوپترهاي HM-14) روانه خليج نمود بطوريكه 72 ساعت كامل آماده باش در منطقه بودند.
باور CENTCOM بر اين بود كه ايران اين مين گذاري هي صرفاً جهت ارعاب كويت مي باشد. هنگاميكه اعزام ها آغاز شد ارزيابي CENTCOM اين بود كه ايران مجبور خواهد شد كه واقعيت حضور آنها را بپذيرد. هرچند چيزي در مقابل ايران وجود نداشت تا از توسعه مين گذاريها منع شود اگرچه تنگه هرمز عميق تر و زودگذتر تر از آن بود كه مين هاي در دست ايران بتوانند مؤثر واقع شوند، بنابراين تهران مي توانست مسيرهاي كم عمق تري كه توسط نفتكش ها استفاده مي شد را مين بگذارد. اعتماد پنتاگون به دكترن ارعاب در منطقه و فرضيه CENTCOM مبني بر خودداري ايران از ورود به جنگ مستقيم با كاروان دريايي آمريكايي، همگي بطور خجالت آوري اشتباه از آب درآمد.
اولين ستون موتوري در روز 22 جولاي 1987 آغاز گشت. 8 يگان دريايي جهت انجام عمليات ارنست ويل مأمور شدند كه 3 فروند نيز آنها را بطور ترديك اسكورت مي نمودند و در بين آنها 2 نفتكش كويتي كه تغيير پرچم داده بودند، به نام هاي گاس پرينس و بريجتون در طول خط دريايي 500 مايلي خليج عمان به سمت كويت وجود داشتند. ناوگان دريايي آمريكا P-3 به همراه ديده باني هواپيمايي خود اطراف تنگه هرمز را كاملاً پوشش مي داد. سعودي ها هم اجازه ديده باني هوايي از مناطق هوايي خود را در طول عمليات هاي ستون موتوري صادر نمودند و نيز جنگنده هاي F-15 خود را جهت شناسايي جت هاي ايراني در سيستم AWACS اعزام نمودند. جهت جلوگيري از هرگونه حمله تصادفي از سوي ايران يا عراق، برنامه اعزام كاروان دريايي از قبل منتشر شد.
در شب 23 جولاي يك شناور كوچك لجستيك ايراني جدا شده از جزيره فارسي، يك سري مين صدف 02 را كارگذاشت- نوعي از مين تماسي كره شمالي كه 243 پوند مواد منفجره را در خود دارد- اين مين گذاري در آبهاي كم عمق سر راه ستون موتوري اعزام شده دقيقاً انجام شد. صبح بعد، بريجتون به اين مين ها برخورد نمود. عصر آن روز، فرمانده نيروي خاورميانه، دريادار هارولد برنستن نوشت : حوادث امروز صبح دال بر تغيير جدي و آشكاري در سياست ايران و مقابل منافع نظامي آمريكا در خليج مي باشد. جاي ابهام نيست كه نيروهاي ابراني گروه ترانزيتي اسكورت شده را مورد هدف قرار داد تا بتواند كشتي ها متعددي را غرق سازد يا آسيب رساند. بر طبق گفته هاي اخيرالذكر برنستن روزي كه ما به مين برخورد كرديم بسيار با اهميت بود چرا كه اين اتفاق بدان معنا بود كه ارعاب ديگر اثر ندارد و رهبري ايراني مصمم است تا ريسك نمايد و مستقيماً آمريكا را به چالش بكشاند. تهديد و خطر ناو هواپيمابر چندان كارآمد نبود و طرح ارعاب (Deterrence) شكست خورد. مين گذاري بريجتون CENTCOM را بر آن داشت تا رويكرد خود را اساساً تغيير دهد و عملياتهاي اعزام به نيروي خود را به خليج فارس به طور كاملاً قراينده اي گسترده نمايد.
شورش و عمليات ضد شورش در دريا
نيرويي كه در حال نبرد مستقيم با آمريكا بود بهر حال نيروي رسمي نظامي ايران محسوب نمي شد. آژانس اطلاعاتي وزارت دفاع (DIA) بررسي نمود و اعلان داشت كه فقط حدود نيمي از هواپيماهاي ايران حاضر به مار و فعال مي باشد- شايد حدود 6 جين آنها در جنگ با عراق درگير باشند. اين پيش بيني ها و تخمين ها از هواپيماهاي ايراني بسيار دورتر از استناد و واقعيت بود، هرچند سرويس اطلاعاتي آمريكا در سه منطقه هوايي شناخته شده، مورد حمله در خليج فارس فقط توانست 13 فروند F-4 و 4 عدد F-14 را شمارش نمايد. مهمترين اين ميدان هاي هوايي براي كاروان هاي در حال عبور از بندرعباس در خط ساحلي جنوبي ايران تنها 4 الي 6 F-4 عملياتي داشتند. در اصطلاحات قدرت دريايي، بقاياي نيروي دريايي سابقاً قدرتمند شاه از تحريم تسليحاتي تحميل شده از سوي آمريكا ضربه خورد. تا سال 1986، ناوگان دريايي آنها فقط يك موشك ضدشناوري كارآمد از نوع Harpoon داشت كه روي موشك انداز جوشن نصب بود. بي گمان مشكل اصلي براي ارتش آمريكا در خليج نامعمول و غير عادي بود. ازدحام زياد قايق هاي كوچك نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (IRGCN)، تركيبي از باگهامرهاي سوئدي ساز تندرو و قايق هاي كوچك بوستون ويلر كه مجهز به معجوني از راكت هاي 107 ميليمتري، نارنجكها و مسلسلها بودند. اين قايق هاي كوچك با قدرت مانور بالا مي توانستند حتي به عنوان نوعي مين گذارهاي اصلاح شده در مناطق كم عمق و گلوگاه ها در مسير 500 مايلي كاروان نفتكش ها به كار گرفته شوند. بر طبق گزارشات اطلاعاتي آمريكا ايران خود را بيشتر متعهد و متمايل به انجام چنين عملياتها و حملات غيرمستقيمي مي ديد تا بتواند قدرت بالاتر از خود (نيروي دريايي آمريكا) را عقيم سازد. بدين ترتيب تهديد ايران از يك نيروي دريايي سنتي نشأت نمي گرفت بلكه از نيرويي بود كه بيشتر به يك شورش زميني شباهت داشت، يك جنگ پارتيزاني در دريا همان طور كه فرمانده CENTCOM آنرا لقب داد. متأسفانه نيروي دريايي آمريكا نه طرح هاي خاصي و نه تجهيزات ويژه اي را جهت مقابله با چالشها و نوع جديد تهديد ايران دارا بود. اغتشاش دريايي ايران مشكلي تازه را در شمال خليج به وجود آورد، نزديك همان محلي كه بريجتون به مشكل برخورد. ايالات متحده آمريكا مي بايست حضوري دائم را در طول مسير 50 تا 70 مايلي راه نفتكش ها كه از بندر فارسي مي گذرد حفظ نمايد. ولي با وجود خطر مين ها و كش آمدن جنگ ايران- عراق، CENTCOM مايل نبود كشتي هاي جنگي عظيم آمريكايي را در اين منطقه خطرناك مستقر نمايد. نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (IRGCN) بدون توقف و عقب نشيني نزديك جزيره فارسي عمليات انجام مي داد و طراحان نظامي آمريكا در گزارشات خود به اين منطقه با نام كشور هندي ياد مي كردند. در روز 6 آگوست 1987 فرمانده نيروي خاورميانه، دريادار برنستن، در گزارش خلاصه عملياتها كه به CENTCOM فرستاد، راه حلي پر از تخيل را ارائه كرد : به نظر بنده، جهت موفق بودن در شمال خليج مي بايد عملياتهاي گشت زني شديد ايجاد شود تا از مين گذاري ايرانيها جلوگيري بعمل آيد. به عقيده اينجانب مي توانيم نتايج مطلوب را از طريق تركيب قايق ها و شناورهاي (و بالگردهاي) كوچك گشتي بدست آوريم. ايده برنسن در مقابل معضل پيش رو عمليات ضد شورشي زمين محوري بود تا يك عمليات ناوگان دريايي بي گمان تهديد و خطر جديد ايران بسيار شبيه به تجربه آمريكا در ويتنام و يا در واقع شبيه عملياتهاي ضد شورشي اخير در عراق بود.
همانگونه كه سرتيپ ديويد پتروس در آوريل 2009 در تقابل با عراق و افغانستا اذعان داشت:
نمي شود كه به محل نبرد رفت و آمد و سفر روزانه داشت. نمي توان پاكسازي كرد و بعد ترك محل نمود. بايد پاكسازي كرد و نگهداري نمود و سپس ساخت.
دريادار برنسن پيشنهاد ايجاد پايگاه هاي گشتزني دريايي يا پايگاههاي دريايي سيار را داد. سرتيپ كرايست از CENTCOM اين ايده را پسنديد. اين فكر او را به ياد عمليات موفقيت آميز 1972 در ويتنام با نام مرهوك (MARHUK) انداخت. در آن عمليات بالگردهاي جنگنده نيروي دريايي سوار بر يك ناو جنگي خاكي- آبي بودند كه از رسيدن تداركات به ساحل شمالي ويتنام جلوگيري مي نمودند. اما پيشنهاد دريادار برنسن چندان خوشايند نيروهاي نظامي علي الخصوص نيروي دريايي نبود. آنها چنين استدلال مي كردند كه پايگاههاي دريايي بسيار نسبت به حملات هوايي ايران آسيب پذير هستند. البته هم فرمانده كل ستاد مشترك، دريادار كرو و معاون وزير دفاع ريچارد آميتاژ با عمليات شناور در آب (Sea Float) از جنگ ويتنام آشنا بودند. برحسب حمايت اين دو، وزير دفاع كاسپر وينبرگر آرايش نظامي پايگاه سيار دريايي را تصويب نمود.
نتايج عملياتي :
به همراه پشتيباني مالي كويت براي اين پروژه، CENTCOM دو سكوي عظيم نفتي را به عنوان پايگاههاي گشت دريايي اجاره نمودند. اين پايگاهها هركول و ويمبران 7 نام داشتند. هركول يكي از بزرگترين قايقهاي حامل در دنيا بود كه به ابعاد 400×140 فوت به همراه يك جرثقيل با نام كلايد بود. مزيت ديگر هركول اين بود كه دور تا دور آن را مخزني فراگرفته بود كه قابليت پر شدن داشت و بدين سبب در برابر انفجار مين مقاومت داشت. CENTCOM نيروهاي عملياتي ويژه را در هر كدام از اين دو پايگاه مستقر نمود كه داراي موارد زير بودند :
4 قايق گشت 65 فوتي Mark، سه بالگرد ويژه ارتش Seabat، يك جوخه SEAL و يك جوخه تقويت شده تفنگداران دريايي. مايملك اضافي از جمله يك تيم متخصص منفجره و زبانشناس شناسايي و عنصر ارتباطي، نفرات سوار بر عرشه هركول را به 177 و نفرات ويبمبران 7 را به 132 نفر مي رساند. اين نيروها گستره 50 مايلي مسير نفتكش ها را گشتزني و مراقبت مي نمودند. اين نيروي گشتي، حضور و اقتدار 24 ساعته خود را بهمراه بالگردهاي خود داشتند تا بتوانند از نفوذ ايراني ها جلوگيري نمايند. نيروهاي ايراني در صورتي كه مي توانستند از قايق هاي گشت و بالگردهاي آمريكايي عبور كنند كه زرهي فلزي يا حدود 000/20 گوني شن بهمراه داشته باشند. تفنگداران دريايي امنيت منطقه را تأمين مي نمودند كه داراي انواع تسليحات مانند مسلسلهاي بزرگ، نارنجك انداز، ضدهوايي، خمپاره و موشك هاي استينگر بودند. جهت استقامت بيشتر، پايگاهها هر چند روز يكبار بصورت تصادفي حركت مي كردند.
CENTCOM مسئول مقابله با آشوب ايرانيان در جنوب و نواحي مركز و چندين خط عملياتي بود كه بيشتر تمركز روي عملياتهاي ضد مين، اطلاعاتي و مراقبتي داشت و دست به تشكيل فرماندهي عملياتي جديدي زد (ستاد مشترك نيروهاي وظيفه خاورميانه) JTFME. بدين ترتيب نيروي دريايي كشتي هاي جنگي بيشتري را به منطقه به سرعت فرستاد. حدوداً 30 كشتي در اوج درگيريها و عملياتها در سپتامبر 1987 اعزام شدند. مأموريت آنها انجام عمليات نظارتي هجومي كه منجر به جلوگيري از مين كذاري ايران شود، بود. جهت عمليات، خليج به 8 قسمت و ناحيه تقسيم شد كه هر يك بطور دائم پايگاهي بود براي بالگردها و جنگنده هاي آمريكايي. نيروهاي كمكي ديگري هم از جمله بالگردهاي كبرا، هواپيمايي اريون، سامانه چندمنظوره هوايي سبك نيروي دريايي براي بالگردهاي مسلح به جستجوي راداري در منطقه اضافه شدند. هواپيماهاي ديدباني بيشتر روي نقاط طبيعي مانند جزيره ابوموسي و نيز مناطق كم عمق سر راه نفتكش ها و سكوهاي نفتي رستم، سيري و ساسان تمركز و نظارت داشتند. بالگردهاي نيروهاي ويژه ارتش (A-6) باعث تقويت يگان منطقه اي نيروي دريايي شدند. طراحي منحصر به فرد اين بالگردها كه براحتي در شب با سكوت پرواز مي كنند با حسگرهاي مادون قرمز در جلو، راكت و اسلحه هاي كوچك 762 ميلي متري قدرت ديده باني را بالا برده بود.جهت ياري به CENTCOM سرويس اطلاعاتي منابع قابل ملاحظه اي را در خدمت براي كنترل عملياتهاي ايران اختصاص داد. DIA برنامه تبادل اطلاعات را با سرويس اطلاعاتي بريتانيا و آژانس اطلاعاتي خليج عرب آغاز نمود كه بيشتر به بررسي و دستيابي به اطلاعات عملياتهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مي پرداختند. هواپيماي اطلاعاتي SR-71 تصاويري از سايت هاي موشكي كرم ابريشم و پايگاه هاي سپاه فراهم مي نمود. همچنين هواپيماي P3 نيروي دريايي با جستجوي راداري خاكي خود در امر شناسايي شناورهاي كوچك ايران با ارزش بود. در يك اقدام جالب، شوراي امنيت ملي، سيگنالهاي اطلاعاتي بلادرنگي را توسط كشتي هاي نيروي دريايي جهت نيروهاي جنگي مخابره مي كرد. اين تلاش هاي جديد چندين دستاورد زود بازده را به همراه داشت :
* در ماه اوت 1987 نيروهاي اطلاعاتي آمريكايي پي بردند كه طرحي از سوي ايران جهت مين گذاري لنگرگاه امارات متحده تدوين شده است. اگرچه نيروهاي آمريكايي درون منطقه حق صدور آغاز عمليات ضدمين را نداشتند، ولي توانستند با تغيير مسير قافله نفتكش ها، آنها را از منطقه خطر دور كنند.
* در 19 سپتامبر، سرويس اطلاعاتي آمريكا شناور لژستيك ايران اجر را كه عازم جهت مين گذاري بود را شناسايي كرد. آمريكا كشتي جنگي Jaret را به همراه 2 بالگرد ارتشي بر روي عرشه اش به قصد ديده باني و نظارت فرستاد. هنگاميكه خلبانان ارتش مين ها را مشاهده نمودند كه از كنار بدنه به درون دريا ريخته مي شد، آتش گشودند و با راكت و مسلسل حداقل 3 ملوان ايراني را كشتند. ايراني ها كشتي را ترك كردند. صبح بعد جوخه SAEL وارد كشتي شد و آن را تصرف نمود. اين كشتي ايران اجر همچون ثروتي بادآورده براي آمريكا محسوب مي شد. روز بعد، تصاويري از مين هاي روي محموله كشتي در روزنامه منتشر شد. بعدها وزير دفاع، وينبرگر گفت: اين اتفاق خيلي به ما كمك كرد تا اعتبار ايران در مجمع جهاني را زير سئوال ببريم و حمايت بين المللي را براي تلاشهاي خود كسب نماييم.
* در تاريخ 6 اكتبر فرمانده پايگاه متحرك هركول، ناوبان يكم پال اوانكو تصميم به انجام عمليات خود جهت جمع آوري اطلاعات در جزيره فارسي گرفت. 2 قايق گشتي جهت ناوبري كه حدوداً در مختصات 15 مايلي از غرب جزيره فارسي و 8 مايلي شمال هركول قرار داشتند، عازم نشدند. بالگردهاي ارتش قايق هاي كوچك سپاه را شناسايي كرد. در حاليكه بالگردها به دشمن نزديك مي شدند يكي از افراد ايراني توسط مسلسل بروي آنها آتش گشود. در واكنش به اين اقدام آمريكا باراني از راكت و آتش رگبار به سمت آنها روانه ساخت. اين بمباران سريعاً 3 قايق گشتي را گسيل نمود كه به كشته شدن 9 ملوان سپاه پاسداران و اسارت 4 نفر ديگر انجاميد.

افزايش قوا و نيرو در 1988
در ماه فوريه 1988، ايالات متحده آمريكا استراتژي خصمانه تري را عليه ايران جهت وارد آوردن فشار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي آغاز كرد. در حاليكه آمريكا به سبب وجود قوانين سخت كه منع از انجام عمليات در جهت كمك به نيروهاي بي طرف مي شد، وزير دفاع آمريكا، فرانك كارلوچي و دريادار كرو در مسئله نياز به ستوه آوردن ناوگان ايران به توافق رسيدند. در دو ماه پس از آن، كشتي هاي جنگي آمريكاييبطور خصمانه اي همتاهاي ايراني خود را تعقيب مي نمودند. به عنوان نمونه ناوچه سهند تقريباً به تبادل آتش با كشتي جنگي ساموئل رابرتين پرداخت كه شبيه به يك مسابقه سرعت شده بود. در نهايت اين تاكتيك تهاجمي جواب داد و تهاجمات ايران در خليج فروكش كرد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (IRGCN) در اقدامي تلافي جويانه، مجموعه اي از عملياتهاي مين گذاري تازه اي را عليه نيروي دريايي آمريكا آغاز نمود. در روز 14 آوريل 1988، ديده بان ناوچه ساموئل رابرتس، سه مين را در جلوي مسير كشتي مشاهده كرد. در حاليكه رابرتس موتورهاي خودر ا متناوباً خاموش و روشن نمود تا بتواند مسير خود را تغيير دهد و در ميدان مين موجود قدرت مانور داشته باشد، به مين چهارم برخورد نمود. اين انفجار موجب آتش عظيمي شد و نيز آب وارد شناور شد كه در مجموع 10 ملوان زخمي شدند. بررسي ها متعاقباً نشان داد كه انفجار باعث شكسته و ترك خوردن پوسته سراسري كشتي شده بود و فقط تخته عرشه باعث شده بود كه كشتي ملوان متلاشي نشود.
رئيش جمهور ريگان دستور به پاسخ نظامي به اين حمله را داد: نيروهاي آمريكايي 2 سكوي نفتي ايران را منهدم ساختند. سكوهاي ساسان و سيري كه هر دو پايگاه هاي مهم سپاه محسوب مي شدند. ساسان يكي از عظيم ترين سكوهاي ساحلي ايران بود كه در اصل از 7 سكوي بهم پيوسته تشكيل شده بود. پيشنهادي مطرح شد مبني بر اينكه حملات موشكي هوايي يا كروز به سمت اهداف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بندرعباس آغاز شود ولي واشنگتن هرگونه حمله به خاك ايران را رد كرد. هرچند با اصرار دريادار كرو، CENTCOM مأمور غرق نمودن يك جنگنده نيروي دريايي ايران شد. به رغم فرمانده ستاد مشترك آمريكا، ايران به عمد يكي از كشتيهاي جنگ آمريكايي را مورد اصابت قرار داده بود پس آمريكا هم در مقابل مي بايست يكي از كشتي هاي ايراني را به قعر دريا بفرستد. كرو سبلان را انتخاب كرد چرا كه شهرت زيادي در حمله به كشتي هاي غير جنگي داشت. عمليات آفوندك (Praying Mantis) صبح روز 18 آوريل شروع شد. تفنگداران دريايي و گروه هاي SEAL (آبي، خاكي، هوايي) همزمان به سيري و ساسان حمله ور شدند. تعدادي رزمنده از جان گذشتند در هر دو سكو به مبارزه ايستادند كه با استفاده از ضدهوايي 23 ميلي متري از سيري به سمت ناوچه هاي آمريكا شليك مي كردند. شناورهاي آمريكايي هم در پاسخ آنها آتش گشودند و صدايي اسلحه ايراني را خاموش نمودند. بعلاوه بر اثر اصابت يك فشنگ به تانكر بنزين، بقيه رزمندگان آنجا نيز سوختند. البته اين آتش سوزي مانع تخليه شدن جوخه SEAL به درون جزيره سيري شد. در اين بين، بالگردهاي كبري و نيروهاي دريايي با سرعت به سمت ساسان آتش گشودند. تفنگداران دريايي با طناب خود را به سطح سكو رساندند و پس از تصرف آن 1300 پوند مواد منفجره بدست آمده را منفجر ساختند.
قايق موشك انداز جوشن با مأموريت پشتيباني سيري به سمت جنوب عازم شدف هرچند مقداري كوچك بود ولي قدرت پرتاب بالايي داشت كه از موشك هارپون آمريكايي بهره مي برد كه تنها موشك كارآمد آمريكايي در تسليحات ايران بود. رزم ناو وينرايت در پي 4 هشدار جداگانه به جوشن، نزديك نشدن به ناوچه هاي آمريكايي را خواستار شد. شناور ايراني اعلام كرد هيچ قصد هجومي و خصمانه اي ندارد و به راه خود به سمت آمريكايي ها ادامه داد. در آنحال با نزديكتر شدن كشتي ايراني به محدوده، وين رايت، آخرين هشدار را اعلان داشت: متوقف شويد و كشتي را ترك نماييد؛ ما قصد غرق نمودن شما را داريم. بي درنگ فرمانده ناو ايراني تصميم به شليك موشك هارپون خود مي گيرد. وينرايت وسايل توليد پارازيت در دستگاه رادار را فعال نمود. موشك از سمت راست وينرايت به داخل دريا فرورفت، چيزي حدود 100 پايي از وينرايت. ناوهاي آمريكايي با 6 موشك استاندارد (SM-1) و يك هارپون (Harpoon) جوشن را به يك كشتي مخروبه مبدل كردند. سپس با تيراندازي كارجوشن را يكسره نمودند و چن بازمانده اين نبرد را واگذاشتند تا توسط يك قايق ماهيگيري آن اطراف نجات يابند كه در بين آنها كاپيتان به شدت زخمي نيز وجود داشت. متعاقباً يك فروند F-4 ايراني به سمت خليج پرواز نمود كه سيستم رادارش نيز فعال بود. وينرايت 2 موشك زمين به هوا شليك كرد كه يكي از آنها به هواپيماي ايراني برخورد نمود كه قسمتي از بال آن آتش گرفت و بدنه اش نيز از اين احتراق بي آسيب نماند. در نمايشي از شجاعت و مهارت خيره كننده پروازي، خلبان ايراني توانست هواپيماي معيوب خود را در بندرعباس فرود آورد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سپس دستور داد تا 5 شناور باگهامر از جزيره ابوموسي به مناطق نفتخيز كشور همسايه، امارات، حمله كنن. پس از چند كشتي و دكل حفاري توسط مسلسل و نارنجك ( كه هيچ تلفات جاني در پي نداشت) نيروهاي ايراني به جزيره بازگشتند تا به جشن و تجديد قوا بپردازند. يك ساعت بعد قايق هاي سپاه پاسداران مبادرت به ريسك نمودند و قصد حمله به تسهيلات و تأسيسات امارات را كردند. اطلاعات آمريكا به اين نكته پي برد و يگان ويژه مشترك خود را در دو فروند A-6 عازم ساخت. اين هواپيما همانند شاهين بر سر قايق هاي تندرو رسيدند و بمبهاي خوشه اي Rockeye و يك بمب 500 پوندي را بكار بردند كه موجب غرق شدن يكي از آنها و فرستادن باقي شناورها به جزيره ابوموسي شد. در حاليكه سكوهاي سيري و ساسان تخريب مي شدند، يك گروه عملياتي زميني آمريكا، متشكل از ناوهاي جك ويليامز، جف استراوس و ابران در حال گذر از تنگه هرمز جهت پيدا نمودن سبلان بودند. حوالي ظهر نيروهاي زميني ايران بالاخره از بندرعباس به حركت در آمدند. سهند اولين آنها بود كه جهت حمله به سايت نفتي صالح اماراتي به سمت جنوب راهي شد. جهت شناسايي دقيق كشتي ايراني، يك فروند A-6 اوج گرفت و يكي از موشك هاي هارپون خود را رها نمود. ناوجنگي استراوس نيز يك هارپون ديگر به سمت فريگيت ايراني شليك نمود. هر دو موشك به طور مؤثري به هدف اصابت نمودند كه عرشه و مركز فرماندهي آن ويران شدند. در طول شب سهند آسيب ديده غرق شد و تمام 50 خدمه خود را به زير آب برد.
عصر همان روز سبلان سرانجام از بندرعباس جدا شد و در نزديكي هواپيماي A-6 آمريكايي سه موشك شليك نمود. هواپيماهاي آمريكايي تغيير جهت دادند تا مورد اصابت موشك قرار نگيرند و در تلافي اين حمله يك بمب ليزري 500 پوندي را شليك كردند كه مستقيماً به سمت دودكش سبلان فرود آمد و در نقاط مهندسي كشتي موجب انفجار شد. فرمانده حاضر خواست تا حمله هوايي ديگري را انجام دهد تا كار سبلان را يكسره نمايد، درخواستي كه به واشنگتن مخابره شد. زمانيكه وزير دفاع، كارلوچي از دريادار كرو خواست تا نظر خود را بيان نمايد، وي چنين پاسخ گفت: قربان، به اعتقاد بنده، امروز به حد كافي خون ريخته ايم. كارلوچي هم موافقت نمود و به سبلان اجازه داده شد تا به بندر يدك شود. با اين دو كشتي كه از بندرعباس عازم شده بودند و غرق يا از كار افتاده گشته بودند، ديگر هيچ كشتي ايراني ديگري جهت انجام نبرد از ساحل جدا نشد.
اين جنگ كه كل روز طول كشيد يك حادثه بد براي ايران محسوب مي شد. اگرچه آمريكا هم يك بالگرد خود را به دلايل غيرجنگي از دست داد، ولي ايران نيروهاي هوايي و دريايي خود را تكه تكه به سمت خليج گسيل ساخت با وجود سكوهاي آسيب ديده و ناتواني در مراقبت هاي هوايي در خليج، ايران با چشماني بسته عليه نيروي دريايي آمريكا اقدام نمود.
پس از عمليات آخوندك، ايران از درگير شدن با ارتش آمريكاپايش را كشيد. بعد از شكست خوردن كشتي هاي توانمند خود نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران باقيمانده رزمنده هاي خود را در بندر جهت ادامه جنگ ايران- عراق نگهداشت. حتي جديت و اشتياق نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (IRGCN) كم رنگ شد. در دو ماه بعدي حملات از طريق قايق هاي كوچك بطور قابل ملاحظه اي كاهش يافت. در ژوئن 1988، حملات ضد پاتك عراقيها ايران را تا بيرون خاك خود عقب راند. يك برخورد ديگر بين قايقهاي كوچك IRGCN و كشتي هاي جنگي آمريكايي در 3 ژولاي اتفاق افتاد، درگيري كه بيشتر با تحريك كاپيتان بيش از حد پرخاشگر (خاصم) ناو وينسنس به قوع پيوست. در طي تبادلي از آتش از طرف قايقهاي كوچك، كروز (رزم ناو) آمريكايي به طور اتفاقي هواپيماي خطوط هوايي Iran Air به شماره پرواز 655 را مورد اصابت قرار داد كه منجر به كشته شدن 290 غير نظامي شد. شكست خورده از عراق و متقاعد از اينكه آمريكا به عمد هواپيماي مسافربري را مورد هدف قرار داده بود تا ايران را مجبور كند به جنگ پايان دهد، آيت ا... روح ا... خميني سرانجام با آتش بس موافقت نمود كه پاياني بر نبردهاي 8 ساله بود. با پايان جنگ ايران- عراق عمليات ارنست ويل بطور رسمي در سال بعد از آن خاتمه يافت.
دست آوردهاي نيروي دريايي سپاه از دوران دفاع مقدس:
(1)- دريافت ملموس قدرت و اقتدار نيروي دريايي سپاه توسط دشمن.
(2)- افزايش سطح هوشياري و اشراف اطلاعاتي ج.ا.ايران از تهديدات متصور از سوي دريا.
(3)- ايجاد قدرتي جديد با وجود ظرفيت عظيم مردمي در استانهاي همجوار خليج فارس با قرار گرفتن مديريت قوي در رأس آن براي مقابله با تهديدات.
(4)- باروري ظرفيت ها براي بهره دهي بيشتر.
(5)- ايجاد قدرت طرح ريزي مستقل براي عملياتهاي دريايي در نيروي دريايي سپاه.
(6)- اتكا به توان داخلي در جنگ دريايي.
(7)- دانش پايه بودن طرح ريزي و اجراي عمليات دريايي توسط نيروي دريايي سپاه.
(8)- حمله به راهبرد و هسته اصلي منافع دشمن در منطقه و جهان.
(9)- ايجاد باور پيروزي در بين مردم و نيروهاي رزمنده براي بهره وري از مشاركت بهتر و بيشتر آنان.
(10)- القاي آسيب پذيري دشمنان در مقابل حملات نيروي دريايي سپاه.
(11)- استفاده از راهبردهاي عملياتي نيروي دريايي سپاه براي مقابله با دشمنان برتر توسط كشورها و جنبش هاي آزاديبخش و مسلمان همانند حزب الله و حماس در جنگهاي 33 روزه و 22 روزه.
(12)- استفاده از توان و قدرت بازدارندگي براي جلوگيري از شروع جنگ.
(13)- تغيير معادلات قدرت در نيروهاي دريايي منطقه به نفع نيروي دريايي سپاه.
(14)- منتفي شدن قدرت تك قطبي آمريكا در خليج فارس.
(15)- استفاده از ابزار و تاكتيكهاي متفاوت، بديع و ابتكاري براي مقابله با تهديدات دشمن توسط نيروي دريايي سپاه.
(16)- بومي سازي شناورها و تجهيزات و نيازمندي هاي نيروي دريايي سپاه.
(17)- اتخاذ راهبرد نبرد ناهمگون، تأثير محور و تاكتيك رزم از نزديك.
نتيجه‏گيرى:
آنچه در بخش عملياتهاي دريايي در خليج فارس توسط نيروي دريايي سپاه به منصه ظهور رسيد، قسمتى از ارزشها و قدرت ‏نمائى اين نيروي دريايي ناشناخته و نوظهور بود. زيرا اين نيرو، علاوه بر شركت فعّال و سهمگين در جنگ نفت‏كشها، عمليات كنترل و مسدودسازى نيروى دريائى عراق را در شمال خليج فارس بخوبى بر عهده داشت و از اين نظر باعث محبوس شدن و از رده خارج ساختن اين نيرو از سال 1365 تا پايان جنگ گرديد و عملاً رژيم عراق را از استيلاى بى‏چون و چرا بر شمال خليج فارس محروم ساخت. انجام اين مهم براى كشور و براى جبهه‏هاى جنگ منافع فراوانى در پى داشت بخش ديگرى از اقدامات مهّم نيروى دريائى سپاه در طول جنگ، وارد كردن ضربات خُرد كننده بر حيثيت توان دريائى آمريكا و رسوا كردن آن بود. نيروى دريائى سپاه اولين كاروان اسكورت نفت‏كشهاى كويتى تحت پرچم آمريكا را در خليج فارس هدف خود قرار داده و با انفجار نفتكش «بريجتون» موفق شد هيبت پوشالى توان آمريكا را زير سؤال ببرد. اين عمليات در حالى صورت گرفت كه آمريكا با تبليغات فراوان و جهانى در صدد بود تا برترى خود را به رخ جهانيان بكشد، اما فداكارى و ايثار رزمندگان نيروى دريائى سپاه ، اين آرزوى آمريكا را تبديل به يأس نمود بخش ديگرى از اين عمليات و اقدامات مهّم و نيروى دريائى سپاه در طى عمر چند ساله خود ، بهره‏گيرى از سيستم‏هاى موشكى ساحل به دريا عليه اهداف ثابت و متحرك بود. اين عمليات در حالى صورت مى‏گرفت كه مدت كمى از عمر نيروى دريائى و تحويل اينگونه تسليحات گذشته بود. به كارگيرى اين تسليحات در طول جنگ اثرات قابل ملاحظه‏اى بر روند تحرّكات عراق ، كشورهاى منطقه و نيروهاى غربى گذاشت و اكثر عمليات موشكى اين نيرو، موفقيت‏آميز بوده و به اهداف مورد نظر، اصابت كرده است.
بخش ديگرى از اقدامات نيروى دريائى سپاه در طول عمر خود، به كارگيرى انواع مين هاى ثابت و شناور بر عليه اهداف متحرك عراق در آبراه هاى مربوط به اين كشور در شمال خليج فارس بود كه آثار بسيار مثبت و ارزنده‏اى در جريان جلوگيري تردّد شناورهاى جنگى دشمن در منطقه بر جاى گذاشت. استفاده از اين مينها علاوه بر هدف قرار دادن شناورهاي دشمن در منطقه، باعث تحميل هزينه‏هاى گرانى بر دشمن گرديد.
وجود چنين شرايطى، نيروى دريايى را طلب مى‏نمايد كه ساختارهاى رزمى آن كوچك، كم حجم، متنوع و پُر تعداد باشد. سازماندهى نيروى دريايى در ساختارى كوچك، پر تعداد اما كم حجم، هم قابليت بقاء آن را تضمين مى‏كند و هم موجب ايجاد توانائى لازم در طولانى كردن جنگ با حداقل هزينه و تلفات را فراهم مى‏سازد. اتكاء اين نيرو به تجهيزات و سلاحهاى ساخت داخل، اطمينان از جايگزينى در سطح مطلوب را فراهم مى آورد.‏
آنچه كه باعث توفيق نيروى دريائى سپاه در صحنه جنگ دريايي دفاع مقدس شد و نيز در نبردهاي دريايي احتمالي در آينده خواهد شد، برابرى فناوري تسليحاتى و تجهيزاتى، كه اكثر ارتشهاى جهان بر آن متّكى هستند، نيست. بلكه مي تواند عبارت باشد از :
1) يك نيروى جوان با قدمت بسيار كم، اما تكليف گرا ، خلاق و مبتكر.
2) ايمان راسخ و اعتقاد حقيقى به اهداف والاى انقلاب اسلامى و ايمان واقعى به رهنمودها و تبعيت كامل از فرامين حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري.
3) اراده و همّت قوى و بالا، شجاعت بى‏مانند، توكّل به خداوند و ايمان به امدادهاى او .
4) حداكثر بهره‏ورى از امكانات موجود ، عدم وجود يأس در مسير حركت و بهره‏گيرى بي نظير از زمان و مكان
5) انعطاف پذيرى، سبك و ساده بودن تجهيزات و تسليحات.
6) به كارگيرى تاكتيكهاى انعطاف‏پذير بنابر مقتضيات زمانى و مكانى و نبرد عاشورايى و. . .

منبع:

علي اكبر رستمي ، اگر من بودم مي زدم، نيروي دريايي سپاه، 1386



دوشنبه 19 اسفند1392 | 9:48 | امیر |

 
در آغاز حمله نظاميان رژيم سرنگون شده بعثي‌ عراق به مرزهاي مقدس جمهوري اسلامي ايران، يگان‌هاي هوا درياي نيروي دريايي ارتش مستقر در منطقه عملياتي آبادان و خرمشهر، از جمله طلايه ‌داران مقابله با نيروهاي متجاوز بودند. 
هواناوهوادريا يكي از يگان‌هاي عملياتي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است كه از اسكادران‌هاي بال ثابت، بالگرد و هواناو تشكيل شده است.
پس از آغاز جنگ تحميلي، به دليل نزديكي اسكادران هواناو به صحنه هاي نبرد و احتمال آسيب پذيري هواناوها، در اولويت هواناوهاي BH7 و پس از آن تعدادي از هواناوهاي SRN6 كه توانايي تحرك داشتند از خسروآباد خرمشهر به جزيره خارك انتقال يافتند.
هواناو كه تمامي قوانين حركت را زير پا مي گذارد، وسيله اي است كه بر روي زمين و آب بسيار سريع حركت مي كند و بسيار پر قدرت است و بر روي بالشتكي از هوا حركت مي كند كه سازه آن با سطح زمين تماس ندارد و روي آب نيز همانند موج به حركت درمي آيد. هواناوهاي بزرگ تا ارتفاع پنج متر از سطح زمين بالا مي روند و به اين ترتيب قادرند در هر شرايطي روي زمين حركت كنند.
كارشناسان نظامي مي گويند كه هيچ ساحلي از دست هواناو در امان نيست، با هواناو مي شود به ساحل هايي رفت كه با هيچ وسيله ديگري امكان رفتن به آن وجود ندارد، يعني يك وسيله آبي خاكي كامل كه در هر شرايطي قادر به انجام مأموريت است.
در شرايطي كه وسايل نقليه ديگر ناتوان مي شوند ، هواناو به كارش ادامه مي دهد. اين وسيله انعطاف پذيرتر از قايق و ارزان تر از بالگرد است.

هواناو

بيش از 15 هزار ساعت پرواز شناسايي
'عمليات گشت و شناسايي هوايي در شمال خليج فارس و ديگر مناطق جنگي، با بيش از15 هزار ساعت پرواز'، 'شركت مداوم در سلسله عمليات اسكورت كاروان‌هاي نفتي و تجاري'،'
شركت مؤثر در عمليات‌ ثامن الائمه، بيت المقدس، خيبر، بدر، والفجر8 و ...' و شركت در عمليات 'مرواريد' از جمله فعاليت‌هاي يگان‌هاي رزمي هوادرياي نيروي دريايي ارتش در دوران دفاع مقدس است.
از ديگر فعاليتهاي اين يگانها، ' پشتيباني از نيروهاي مستقر درسكوها و ايستگاه‌هاي دريايي مناطق عملياتي بوسيف، نهر قاسميه، قفاض، شهيد ترويجي و غيره 'و' پشتيباني پرنده هاي بال ثابت هوا دريا از نيروهاي خودي (20 هزار ساعت پرواز پشتيباني)' است.
هواناوهاي نيروي دريايي (هاوركرافت‌ها) نيز نقش به سزايي را (با بيش از ده هزار ساعت عمليات) در اجراي عمليات‌ بزرگي چون ثامن الأئمه، بيت المقدس، خيبر، والفجر8 و ... ايفا كردند.
بعد از فرمان تاريخي حضرت امام(ره) در آبان 59 مبني برشكست حصرآبادان و در پي عزل بني‌صدر، مقدمات همكاري جدي نيروهاي نظامي (ارتش و سپاه) فراهم شد و عمليات ثامن‌الائمه در نتيجه اين همكاري طراحي و اجرا شد.
بر اين اساس، لشگر 77 ثامن‌الائمه از فروردين‌ماه 1360 مسئوليت منطقه عملياتي خرمشهر و آبادان را از فرماندهي اروند دريافت نمود و با احداث جاده 'وحدت' ترددهاي جزيره آبادان را از دريا به خشكي تغيير مسير داد.
عمليات ثامن‌الائمه در ساعت پنج صبح پنجم مهر 1360 آغاز و در تاريخ دهم مهرماه همين سال و بعد از 6 روز نبرد موفقيت‌آميز به پايان رسيد.
طراحي ، فرماندهي و اجراي اين عمليات توسط نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و با شركت و همكاري يگان‌هايي از سپاه پاسداران صورت پذيرفت. تيپ‌يكم لشگر 77 در منطقه ذوالفقاريه، تيپ دوم در منطقه فياضيه و تيپ سوم در منطقه دارخوين حمله را آغاز و با محاصره نيروهاي دشمن خطوط مورد نظر را تصرف كردند.
'مصرف و تأمين ساحل شرق رودخانه كارون با آزادسازي 150 كيلومتر مربع از زمين‌هاي خودي و خارج شدن آبادان از محاصره دشمن و كشته و زخمي شدن 3000 نفر از نيروهاي متجاوز و همچنين به اسارت درآمدن 1656 نفر از نيروهاي عراقي' ، 'انهدام 90دستگاه تانك و نفربر و 100 دستگاه از انواع خودرو، سرنگوني 3 فروند هواپيما و يك فروند بالگرد و نيز به غنيمت گرفتن 100 دستگاه تانك، 60 دستگاه نفربر، سه دستگاه لودر، 5 عراده توپ و 150 دستگاه خودرو'، از جمله نتايج اين عمليات بود.
از نكات قابل توجه در اين عمليات، طراحي منظم و انجام پيش‌بيني‌هاي مورد نياز در تمام زمينه‌ها و همچنين حضور مؤثر هواناوهاي نيروي دريايي ارتش در شكست حصرآبادان بود.
با صدور فرمان حضرت امام در آبان‌ماه 1359 مبني بر اين‌كه حصر آبادان بايد شكسته شود، اولين و تنها يگان‌هايي از ارتش كه با توجه به شرايط جغرافيايي خور و رودخانه و وضعيت محاصره آبادان مي‌توانست در صحنه عمليات حضور يابند هواناوهاي نيروي دريايي ارتش بودند.

هواناو


اين يگان‌ها 25 مهرماه 1359 در بندر امام خميني مستقر و از همان آغاز علميات، پشتيباني نيروهاي رزمنده، تخليه ساكنين منطقه، تخليه مجروحان، شهدا، اسرا و انتقال مهمات و تجهيزات جنگي را به‌نحو مطلوب انجام دادند.
منطقه عمليات هواناوها علاوه بر اين‌كه در زير آتش مستقيم توپخانه و تيربارهاي سبك و سنگين دشمن قرار داشت، از نظر مسير تردد در شب كه در خورها و رودخانه‌ها انجام مي‌شد از پيچيدگي‌هاي ويژه‌اي برخوردار بود و هر هواناو به‌طور مستقيم دو سورتي از بندر امام به بندر چوئبده و بالعكس با حدود 12 ساعت پرواز در هر شب را مي‌بايستي انجام دهد.
حضور هواناوها زماني در اين عمليات آغاز شد كه كليه راه‌هاي مواصلاتي آبادان قطع و شهر در محاصره كامل نيروهاي عراقي قرار داشت و امكان هيچ‌گونه پشتيباني شامل تقويت نيروهاي رزمنده و آمادهاي مختلف وجود نداشت و دشمن تا ايستگاه هفت پيش‌روي و جاده آبادان- ماهشهر قطع شده بود و دشمن توانسته بود وارد نخلستان آبادان در ساحل رودخانه بهمنشير شود.
فعاليت پشتيباني هواناوها به‌گونه‌اي بود كه پس از دو هفته تداوم عمليات، نيروهاي مدافع شهر توانستند جاني بگيرند و پيش‌روي دشمن را متوقف نموده و به‌تدريج امكان فعاليت و به‌كارگيري ساير تجهيزات دريايي از قبيل بالگردها، لنج‌ها و دوبه‌ها براي پشتيباني از منطقه فراهم شود.
نتيجه اين عمليات و انجام 900 ساعت پرواز در شب در خورها و رودخانه‌هاي منطقه عمليات، عملاً محاصره آبادان را شكست و موجب شد تا شرايط به‌كارگيري ساير وسايل پشتيباني كننده از نيروهاي رزمنده فراهم شود به‌نحوي كه لشكر 77 ثامن‌الائمه خراسان از فروردين 1360 مسئوليت منطقه عملياتي خرمشهر-آبادان را برعهده گيرد و در نهايت، عمليات آفندي ثامن‌الائمه در تاريخ پنجم مهرماه 1360 انجام و ساحل شرقي رودخانه كارون تأمين و ارتباط جاده ماهشهر-آبادان و اهواز-آبادان مجدداً برقرار شد.
بعد از ظهر روز دوشنبه 31 شهريور ماه 1359 ناگهان باراني از آتش بر خرمشهر باريدن گرفت و شهر را غرق در آتش و دود ساخت. براي اغلب مردم بروز چنين وضعي، قابل تصور نبود. در واقع پس از حملات هوائي عراق به فرودگاه‌هاي ايران در بعد از ظهر روز 31 شهريور 1359 يگان‌هاي زميني عراق مأموريت خود را شروع كردند.
دشمن با شناسائي قبلي از ميزان توان و نيروي مستقر در پاسگاه‌هاي مرزي و اطلاع از نقاط ضعف خودي، اقدام به هجوم كرد و قبل از حركت، اجراي آتش روي پاسگاه‌هاي مرزي و جاده‌هاي اصلي را تشديد نمود و علاوه بر اجراي آتش توپخانه، تانك‌ها و خمپاره‌‌اندازها، جاده خرمشهر – اهواز، پاسگاه كيلومتر 25 و پاسگاه شلمچه را زير بمباران هواپيماهاي خود گرفت.
عراق ابتدا سعي كرد عقبه اصلي خرمشهر يعني جاده خرمشهر – اهواز را تهديد كند و امكان مقاومت نيروهاي مستقر در پاسگاه‌هاي مرزي را خنثي سازد.
در 31 شهريور1359 نيروهاي ارتش عراق متشكل از لشكر 31 زرهي تيپ 26 زرهي و تيپ 33 نيروي مخصوص كه زير امر لشكر 5 پياده مكانيزه تقويت شده قرار داشتند، با پشتيباني هوائي و آتش توپخانه، هجوم گسترده‌اي را در محور شلمچه – خرمشهر آغاز كردند.
هواناو
 
شهر خرمشهر به علت موقعيت ويژه‌‌اي كه داشت براي دشمن از اهميت فوق‌العاده برخوردار بود و جنبه تبليغاتي اشغال آن مورد توجه جهاني قرار مي‌گرفت با شروع هجوم ناجوانمردانه دشمن، يك يگان تكاور دريايي كه جهت مقابله با گروهك‌هاي فعال در خرمشهر مستقر بود، بلافاصله با توان اندك به طرف شلمچه عزيمت و با اجراي تك‌هاي ايذايي و شكار تانك، تلاش گسترده‌اي را جهت مقابله و كند كردن پيشروي دشمن آغاز كرد.
گردان يكم تكاور دريائي هم‌زمان با تجاوز دشمن، به طرف خرمشهر عزيمت و در بامداد اول مهرماه 1359 در خرمشهر مستقر گرديد پس از انجام شناسائي از محورهاي پيشروي دشمن و كسب آمادگي‌هاي لازم، يگان‌هاي تابعه گردان در مناطق اقدام به سد پيشروي دشمن كردند.
با توجه به وسعت منطقه، استعداد و گسترش نيروهاي دشمن، يگان‌هاي تكاور دريائي با اجراي عمليات ايذائي، پدافند در نقاط اتكا، عمليات تاخيري و عمليات كمين توانستند نقش مؤثري را در به تأخير انداختن حركات دشمن و كند نمودن پيشروي ارتش عراق ايفا نمايند.
با وجود استعداد كم يگان‌هاي تكاور دريايي در مقايسه با استعداد برتر نيروهاي متجاوز (يك گردان در برابر 3 تيپ عراقي) شدت و اثرات اين عمليات در حدي بود كه بنا به اظهار يك افسر اسير عراقي، دشمن، مدافعان منطقه را حداقل يك تيپ تكاور دريايي تقويت شده با يگان‌هاي زرهي برآورد كرده بود.
پس از محاصره نزديك خرمشهر در اثر تشديد حملات دشمن كه از حجم‌آتش سنگين توپخانه و ساير جنگ‌افزارها برخوردار بود، تنها مدافعان خرمشهر يگان كوچكي متشكل از نيروهاي تكاور دريايي (يگان‌هاي تكاور دريايي در اثر فشار شديد دشمن تلفات زيادي را متحمل شده و استعداد آنها به مراتب كمتر از آغاز جنگ شده بود) و نيروهاي مردمي با تجهيزات نامناسب بود. اين نيروها تا آخرين نفس با حماسه آفريني توانستند مدت 34 روز در مقابل دشمن با قدرت عظيم مقاومت نمايند.
عمليات پدافندي خرمشهر كه حاصل 34 روز نبرد شديد و خونين بود. دشمن را در تحقق طرح اشغال سه روزه خرمشهر ناكام گذاشت و با وجود عبور دشمن از رودخانه كارون در محور مارد در تاريخ 21 مهرماه 1359 و رسيدن به نزديكي جاده خرمشهر – آبادان با پدافند يگان‌هاي تكاور دريائي در ايستگاه‌هاي 7 و اسكله 12 آبادان متوقف گرديد.
اگر چه در عمليات پدافندي خرمشهر عناصري از نيروهاي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروهاي مردمي شركت فعال داشتند، ولي مقاومت سرسختانه و حماسه‌آفريني تكاوران در 34 روز نبرد نابرابر در برابر دشمن، برگ زريني در تاريخ نيروي ‌دريائي ارتش جمهوري اسلامي ايران آفريد.
در اين عمليات غرورآفرين، نقش فرماندهي ناخدا يكم تكاور داريوش ضرغامي و ناخد ايكم هوشنگ صمدي در هدايت يگان‌ها در مقابل ماشين عظيم جنگي عراق در محور شلمچه – خرمشهر علي‌رغم فقدان پشتيباني لازم قابل تقدير است.
بررسي عملكرد هواناو دردوران دفاع مقدس و پيش از آن گوياي موفقيت و عملكرد مثبت اين وسيله در نيروي دريايي ارتش است.
اين واحدها با وجود شركت قابل توجه درماموريت‌هاي جنگي بدون كوچكترين تلفاتي از صحنه جنگ، سربلند خارج شدند. 

ایرنا
دوشنبه 19 اسفند1392 | 9:38 | امیر |

عملیات مروارید، مهمترین جنگ دریایی بر پهنه خلیج فارس
 

مقدمه

عملیات دریایی غرورآفرین مروارید در هفتم آذر سال 1359 توسط دریادلان جان برکف نداجا در شمال خلیج فارس و علیه نیروی دریایی دشمن انجام گرفت و در این عملیات ضربات سنگین و جبران ناپذیری بر پیکر دشمن وارد شد. این عملیات را می توان مهم ترین جنگ دریایی در پهنه خلیج فارس دانست .
براساس طرحی از پیش تهیه شده به طور روزانه و مستمر منطقه شمال خلیج فارس توسط بالگردهای نداجا مورد گشت و بررسی در دو نوبت صبح و بعدازظهر قرار می گرفت . ناوچه های موشک انداز نیروی دریایی ارتش ج .ا.ا نیز ماموریت داشتند تا با حضور در این منطقه علاوه بر مراقبت از سکوی نفتی ایران در صورت حضور یگان های دریایی دشمن نسبت به انهدام آن ها اقدام نمایند. در دو ماه نخست جنگ نبردهای دشمن به وقوع پیوست که با پیروزی ناوچه های موشک انداز نیروی دریایی و انهدام یا فرار واحدهای دشمن خاتمه یافت . در نتیجه این نبردها یگان های دریایی دشمن از رویارویی با ناوچه موشک انداز ا.ج .ا.ا. پرهیز نموده و به مخفی گاه های خود خزیده بودند. در آبان ماه سال 1359 با اجرای دو عملیات اشکان و شهید صفری علیه سکوهای البکر والامیه که ترمینال های بزرگ نفتی دشمن برای صدور نفت آن کشور می باشد تاسیسات سکوهای مذکور منهدم شدند. به این ترتیب دشمن از امکان صدور نفت از طریق این سکوها محروم و از نظر اقتصادی در تنگنا قرار گرفت .

منطقه عملیات

عملیات مروارید به مدت 10 روز (از تاریخ 1359 9 1 ) در منطقه ای به طول تقریبی 400 کیلومتر و به عرض 50 کیلومتر (به مساحت 20000 کیلومترمربع ) از شمالی ترین نقطه خلیج فارس تا محدوده عملیاتی نیروی رزمی 421 در منطقه دوم دریایی بوشهر را دربرمی گرفت .

برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامــﮧ مطلب
دوشنبه 19 اسفند1392 | 9:36 | امیر |

 

نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي نخستين نيرو از نيروهاي مسلح كشور بود كه در دفاع مقدس توانست به اهداف نهايي جنگ دريايي كه همان درهم كوبيدن ماشين جنگي دشمن، بستن خطوط مواصلاتي دريايي دشمن و بازنگه‌داشتن خطوط مواصلاتي دريايي خودي است، دست يابد. براي ثبت و باقي ماندن افتخارات دفاع مقدس در افكار عمومي جامعه، بايد فعّاليت مضاعفي انجام شود. تصوّر تاريخي در هر كشوري، حائز اهميت است زيرا فقدان حافظه تاريخي، عدم وجود را اثبات مي‌كند و تصوّر تاريخي هر كشور، در صورتي احيا مي‌شود كه آن ملّت، تصوّري روشن از تاريخ گذشته خود داشته باشد.
مقام معظم فرماندهي كل قوا در تاريخ 29 شهريور 1372در بخشي از بيانات خود چنين فرمودند «هيچ صحنه‌اي مثل صحنه جنگ، براي گزارش خصوصيات يك ملّت و همه چيزهايي كه در گزاره تاريخي مورد نظر هست، بهتر نيست، شما هر هدفي در گزارش تاريخي داريد، آن هدف را در گزارش ميدان جنگ بهتر مي‌توانيد به دست بياوريد».
ويل دورانت مورخ معاصر در كتاب تاريخ تمدن خود درباره تاريخ و جنگ به دو نكته جالب اشاره مي‌كند، وي اعتقاد دارد تاريخ سكه‌اي است با دو رويِ هم‌سان، كه يك رويِ آن، وقايعي هستند كه اتفاق افتاده‌اند و رويِ ديگر سكه، وقايعي هستند كه مورّخ آنها را ثبت كرده است.
هر ايراني و به ‌ويژه فرماندهان آتي آجا كه اكنون در كِسوت دانشجويي در اين محل مقدس (دافوس) قرار دارند بايد بدانند كه اسلاف و پيش‌كسوت‌هاي آنان تحت چه شرايطي و با چه جان‌فشاني‌هايي موفق شدند نسبت به دفع هجوم دشمن بعثي در 8 سال دفاع مقدس عزيزترين گوهر وجود خود را فدا كنند.
نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه مسئوليت حفاظت از منافع كشور و تأمين امنيت خطوط مواصلاتي دريايي خودي و مسدود كردن خطوط مواصلاتي و معابر وصولي دريايي دشمن را به‌ عهده دارد به حول و قوّه ‌الهي و به‌كارگيري قابليت‌هاي تخصصي كاركنان متعهد و انقلابي، با نهايت ايثار و فداكاري و با سرفرازي تمام در طول جنگ تحميلي اين وظايف را به انجام رسانده است.
نيروي دريايي با توجه به علني شدن نيّت شوم دشمن و قبل از آغاز تهاجم وحشيانه ارتش بعث عراق با يك اقدام هوشمندانه و به‌ موقع، يگان‌هاي عمده ناو تيپ هشتم كه در بندر خرمشهر مستقر بودند و مي‌رفت كه با آغاز تهاجم دشمن در آب‌راه اَروَندرود محبوس شوند را به خارج از اروندرود انتقال داده و با به ‌كارگيري آنها در عرصه‌هاي مختلف عملياتي، برگ‌هاي زريني را به تاريخ دفاع مقدس بيفزايد.
نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي پس از آغاز تهاجم سراسري دشمن، ضمن صدور نخستين اعلاميه بين‌المللي دريايي مبني ‌بر اعلام ضوابط و محدوديت‌هاي تردد در خطوط كشتيراني به ‌منظور اِعمال محاصره دريايي كشور متجاوز، جهت حضور مستقيم در صحنه و اِعمال كنترل و فرماندهي مؤثر، يك قرارگاه مقدم دريايي تحت عنوان نيروي رزمي 421 را در بندر بوشهر تشكيل و كليه يگان‌هاي شناور، پروازي، تكاوران، تفنگداران و تيم‌هاي عمليات ويژه را‌ تحت كنترل عملياتي اين قرارگاه قرار داد. اين نيروي رزمي در صحنه‌هاي مختلف عملياتي به ‌نحوي به ‌كار گرفته شد كه تا هفتم آذر 1359 يعني شصت و هفتمين روز جنگ، ضمن انهدام بخش عظيمي از توان دريايي دشمن، سيادت دريايي جمهوري اسلامي ايران را در تمامي پهنه آب‌هاي نيلگون خليج هميشه فارس كسب و با قدرت تمام تا پايان جنگ تحميلي حفظ كند. بدين ترتيب مي‌توان گفت نيروي دريايي نخستين نيرو از نيروهاي مسلح كشور بود كه توانست به اهداف نهايي جنگ دريايي كه همان درهم كوبيدن ماشين جنگي دشمن، كسب و حفظ سيادت دريايي كشور، بستن خطوط مواصلاتي دريايي دشمن و بازنگه‌داشتن خطوط مواصلاتي دريايي خودي است، دست يابد.

عمليات حماسي دفاع 34 روزه از خرمشهر در آغاز جنگ، تأمين پدافند سطحي و هوايي (ارتفاع پست) جزاير و سكوهاي نفتي كشور از آغاز تهديد تا پايان جنگ تحميلي، پدافند از جزيره آبادان و جلوگيري از تكميل محاصره آبادان و خرمشهر در عمليات كوي ذوالفقاريه، انجام عمليات پشتيباني عمومي جزيره آبادان با به‌كارگيري يگان‌هاي هوا دريا و شناورهاي سبك نداجا در دوران محاصره زميني اين جزيره، سلسله عمليات اسكورت كاروان‌هاي تجاري، نفتكش و كشتي‌هاي با محموله ويژه، اجراي تاخت‌هاي انهدامي عليه پايانه‌هاي نفتي البكر و الاُميه در عمليات‌هاي اشكان و شهيد ‌صفري، اجراي عمليات ظفرمند مرواريد در منطقه سكوي البكر كه نتيجه آن انهدام بخش عظيمي از توان رزمي دريايي دشمن و كسب سيادت دريايي جمهوري اسلامي ايران بود، اجراي پيوسته و مداوم عمليات گشت و مراقبت و كنترل آب‌راه‌ها و معابر وصولي جهت بازنگه‌داشتن خطوط مواصلاتي دريايي كشور، عمليات ره‌گيري و بازرسي كشتي‌هاي مشكوك جهت بستن خطوط مواصلاتي دريايي دشمن و اطمينان از كامل بودن محاصره دريايي آن كشور، پدافند از جزاير سه‌گانه تنب‌ بزرگ، كوچك و بوموسي در منطقه مياني خليج فارس، عمليات نفوذي تيم عمليات ويژه تكاوران دريايي به عمق مناطق دشمن و انهدام سكوي موشكي و دكل‌هاي راداري سامانه موشك‌هاي كرم ابريشم دشمن در منطقة رأس‌البيشه، اجراي عمليات‌هاي شناسايي و ايذايي در سواحل غربي اروندرود توسط تيم‌هاي عمليات ويژه تكاوران دريايي، اجراي سلسله عمليات تجسس و نجات در دريا، عمليات‌هاي مين‌ريزي آفندي در آب‌راه خور عبدالله، اجراي تاخت‌هاي انهدامي عليه بويه‌هاي دهانه خورعبدالله توسط تيم‌هاي عمليات ويژه تكاوران دريايي، رويارويي مستقيم با نيروهاي متجاوز آمريكا در راستاي پدافند از سكوهاي نفتي نصر و سلمان و دفاع از حاكميّت جمهوري اسلامي ايران در دريا (29 فروردين 1367)، تشكيل گروه رزمي تكاوران دريايي و جلوگيري از پيشروي دشمن با ايجاد مواضع پدافندي در محور آبادان - ماهشهر، انجام عمليات تاخت انهدامي تيم گروهاني تكاوران دريايي عليه مواضع توپخانه دشمن در روزهاي آغاز جنگ تحميلي در محور شوش - كرخه به منظور خارج كردن پايگاه هوايي دزفول از برد آتش توپخانه دشمن، اجراي پدافند از جزيره آبادان و تأمين جناح چپ نيروهاي عمل‌كننده در عمليات ظفرمند ثامن‌الائمه (شكست حصرآبادان)، شركت مؤثر در تأمين سرپل اوليه غرب كارون و كرخه‌كور در عمليات بيت‌المقدس و اجراي مأموريت آفندي در محور آبادان – خرمشهر و آزادسازي و پاك‌سازي بخش شرقي مناطق اشغالي خرمشهر، شركت مؤثر در عمليات‌ خيبر و بدر با به‌كارگيري اسكادران‌هاي بالگرد و هواناو و شناورهاي هجومي در مناطق هورالهويزه، هورالعظيم و جزاير مجنون و شركت مؤثر در عمليات «والفجر 8» و تصرف بندر فاو تعدادي از عمليات‌ متهوّرانه اين نيرو در طول هشت‌سال دفاع مقدس است.


نوشته :ناخدا يكم ستاد «غلامرضا طحاني»؛ عضو هيئت علمي دانشگاه فرماندهي و ستاد ارتش (دافوس)

دوشنبه 19 اسفند1392 | 9:32 | امیر |

 

هواناو بومی «تندر» که توسط متخصصین اقتدارآفرین وزارت دفاع طراحی و ساخته شده است با حضور سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح رونمایی شد، این هواناو در دو مدل رزمی و ترابری عرضه می‌شود که مدل رزمی آن بنام تندر نام‌گذاری شده است.

 هواناو تندر که به پهپادهای شناسایی و امکانات جمع‌آوری اطلاعات نیز مجهز شده، قادر است مأموریت‌های مختلف و متنوعی در حوزه‌های نظامی به انجام رساند.

گشت ساحلی، شناور فرماندهی، عملیات شناسایی آفندی و پدافند میان برد آبی خاکی، شرکت در عملیات دفاع نامتقارن، حمل و نقل نفرات و تجهیزات برای پشتیبانی و لجستیک جزایر و سواحل، آمبولانس دریایی و عملیات امداد و نجات را میتوان از کاربردهای این هواناو ذکر کرد.

عبور از مناطق مسطح و صعب‌العبور مانند سطوح باتلاقی، شن‌زار، لجنی، نی‌زار، سطوح آب گرفته کم عمق و عبور از مناطق مین‌ریزی شده کم عمق، بدون نیاز به تجهیزات ساحلی را از دیگر ویژگی‌های هواناو تندر هستند.

 در آینده نزدیک با تکمیل آزمون‌های ساحل و دریا، الحاق هواناو رزمی- شناسایی تندر به ناوگان نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام خواهد شد.

متخصصان وزارت دفاع، با طراحی و ساخت هواناو تندر نه تنها قادر شدند هواناو بومی رزمی کشور را تولید کنند، بلکه توانستند با نبوغ، نوآوری و خلاقیت در بخش سیستمهای مکانیک، الکترواویونیک، هیدرولیک، سامانه‌های الکتریکی و سوخت جهش و ارتقاء فناوری را رقم بزنند.

جمهوری اسلامی ایران در شمار 5 کشور دارای این فناوری است و قادر است نیازهای داخلی و صادراتی را با طراحی‌های متنوعی که انجام می‌دهد پاسخگو باشد.

 بر روی هواناو تندر انواع سلاح‌های ساخت وزارت دفاع مثل راکت، توپ و هواپیمای بدون سرنشین قابل نصب و بهره‌برداری است، گفت: با تولید انبوه این هواناو توان و تحرک عملیاتی نیروهای دریایی جمهوری اسلامی ایران به نحو چشمگیری افزایش می‌یابد.

علاوه بر تأمین نیازهای رزمی، جابجایی مسافر، حمل بار در مناطق فاقد اسکله، امدادرسانی‌های هلال احمر در کمک به مناطق سیل زده، کنترل شیلات و شناورهای صیادی، حمل و نقل کارکنان و تجهیزات شرکت‌های فعال در دریا و مطالعات زیست محیطی دریا و ساحل را از جمله کاربردهای تجاری این هواناو است.

دوشنبه 22 آبان1391 | 23:58 | امیر |

 

از این نوع قایق بطور گسترده در رزمایش بزرگ پیامبر اعظم 5 استفاده شد.شیوه ی اصلی نبرد این قایقها در درگیری با رزم ناوهای دشمن حمله ی زنبوری تعداد انبوهی از این قایقها و از جهات مختلف برای ضربه  زدن به دشمن می باشد.چیزی که در رزمایش پیامبر اعظم 5 شاهد آن بودیم و حدود 313 فروند از این قایق ها با سرعتی بسیار بالا به اهداف مورد نظر یورش بردند.این قایق ها هم بنا به اصول زرم ناهمتراز خوداتکا بوده و حتی در تصمیم گیری میدان نبرد نیز متکی به فرماندهی واحد نیستند.بدنه ی قایق ریپ 33 از جنس فایبرگلس است.به سختی این قایق ها به وسیله ی امواج رادار شناسایی میشوند.تقریبا در تمامی از این نوع قایقها موشک های دوش پرتاب ضد هوایی برای مقابله با اهداف هوایی وجود دارد.استفاده ی آسان و تعداد کم خدمه از دیگر ویژگی های این قایق است که در موارد لزوم میتوان حتی نیروهای مبتدی را برای استفاده از این نوع قایقها بسیج کرد.

پنجشنبه 6 مهر1391 | 23:12 | امیر |

 

شهپاد به معنای شناور هدایت پذیر از دور میباشد.در نیروی دریایی سپاه پاسداران به منظور از بین بردن ناو های آمریکایی ساخت اینگونه شناورها کلید خورد بدین گونه که این شناور های ضد رادار با سرعت بسیار زیاد به سمت نقاط حساس ناوهای هواپیما بر آمریکایی حمله ور شده و به موتور ناو صدمه وارد میکنه ((همانند کار زیردریایی های کوچک ایرانی که حدس زده میشود میتوانند یک اژدر قدرتمند را آرام و بدون سروصدا با خود حمل کرده و در نزدیکی ناو دشمن اقدام به شلیک به سمتش نمایند)).در مرحله ی دوم نیز با متوقف شدن ناو موشکهای ساحل به دریا وارد کار می شوند.اما آمریکا برای جلو گیری از این قضیه سه ناوچه به ناو های هواپیما بر خود اضافه کرد که حفاظت ناو ها رو عهدار بشن.سپاه سالهای قبل با با برنامه ریزی بر روی اینگونه شناورها این توانایی را در آنها بوجود آورد که به محض نزدیکی به ناوچه ها شناور داخل آب فرو رفته و با رد کردن ناوچه به ناو صدمه بزنه.اما آمریکایی ها با گذاشتن ورقه های توری مانند مستحکم در کنار موتور باعث شدند که اینگونه کار ها هم بی نتیجه شود.چندی است که وزارت دفاع تصمیم به ساخت قایق های پرنده گرفته.این قایق ها در نگاه اول برای شناسایی ساخته شده اند.اما با توجه به رادار گریز بدونشان این انتظار که این قایق ها در مواقع حیاتی و حساس به عنوان نیروی استشهادی علیه ناوهای دشمن اقدام کنند به دور نیست.اما باید اعتراف کرد که با پیشرفت صنایع دفاعی کشور چنین روشی هایی سالهاست در نیروهای مسلح مردود شده چون اکنون به واسطه ی موشکهای قدرتمندی چون موشک خلیج فارس میتوانیم هر شناوری را تا سطح مقطع یک دهم ناوهای کنونی آمریکا به راحتی منهدم کنیم. 

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

یکشنبه 2 بهمن1390 | 3:28 | امیر |

دريادارعلی فدوی، فرمانده نيروی دريایی سپاه پاسداران، می گويد ايران موفق به شبيه سازی و توليد قايق های بسيار سريع و پيشرفته "بليد رانر" (Bladerunner) شده است. آمريکا و بريتانيا از اين توانائی ايران اظهار نگرانی کرده اند.

طی مراسمی که با حضور دريادار علی فدوی در پايگاه دريایی بندرعباس برگزار شد ، ۱۲ فروند ازقايق های موشک انداز سپاه پاسداران از نوع ذوالفقار، طارق، عاشورا و ذوالجناح به آب انداخته شد.
به گزارش هفته نامه آمريکایی " ديفنس نيوز" دريادار علی فدوی گفت: «ايران يک فروند قايق " بليد رانر" ساخت بريتانيا را در اختيار دارد و با توليد انبوه اين نوع قايق شمار زيادی از آنها را دريک سال آينده در اختيار سپاه پاسداران قرار خواهد داد.»

به گفته فرمانده سپاه پاسداران ، اين قايق ها به موشک و اژدر مجهز خواهند شد.

فرمانده نيروی دريایی سپاه پاسداران در حالی اين سخنان را می گوید که يک سال پيش خبر گزاری های بين المللی از خريد قايق "بليد رانر" شماره ۵۱ موسوم به "براد استون چالنجر" از طريق آفريقای جنوبی خبرداده بودند.

اين قايق با دو موتور کاترپيلار با قدرت ۲۰۰۰ اسب بخار و تناژ ۵۱ تن و طول ۵/۱۵ متر در سال ۲۰۰۵ ميلادی در يک مسابقه قايق رانی توانست در مدت ۲۷ ساعت با سرعت متوسط ۶۳ گره دريائی ، به عبارت ديگر ۱۱۶ کيلومتر در ساعت، جزيره بريتانيا را دور بزند.

پس از اين مسابقه، اين قايق پس از چند بار دست به دست شدن به مالکيت يک بازرگان آفريقای جنوبی در آمد و در نهايت با يک کشتی تجاری به ايران حمل شد.

يک سال و نيم پيش، آمريکا پس از آگاهی از نيت جمهوری اسلامی برای خريدن اين قايق ، با ارسال نامه ای هشدار دهنده به مقام های آفريقای جنوبی، از آنان خواسته بود تا از فروش آن جلوگيری کنند اما نامه مذکور که در زمان تعطيلات پايان هفته فکس شده بود مورد بی تفاوتی مقام های آفريقای جنوبی قرار گرفت.

اينکه ايران چگونه اين قايق را خريده است در هاله ای از ابهام قرار دارد. دريادار فدوی بدون اينکه توضيحی در اين باره بدهد به تازگی گفت: اين قايق از طريق آفريفای جنوبی به ايران آورده شد و آمريکا تلاش کرد تا با ره‌گيری کشتی حامل اين قايق، از رسيدن آن به ايران جلوگيری کند ولی هنگامی نيروی دريایی آمريکا دست بکار شد که کشتی حامل اين قايق وارد آب های ايران شده بود.

فرمانده نيروی دريایی سپاه پاسداران از توليد انبوه اين قايق بسيار پيشرفته خبر داده است آن هم در زمانی که گزارش ها و خبرها از احتمال حمله نظامی به تاسيسات هسته ای ايران، درمطبوعات غربی اوج گرفته است و در مقابل فرماندهان نظامی ايران هم بار ها به دو کشور آمریکا و اسرائیل در مورد عواقب حمله به ايران هشدار داده اند.

دريادار فدودی دراين باره گفته است: «در صورت درگيری ما هيچ جايی نخواهيم بود که مورد اصابت قرار گيريم بلکه همه جا خواهيم بود تا دشمن را مورد اصابت قرار دهيم».

نيروی دريایی سپاه پاسداران که تامين امنيت جزاير و آب های ساحلی ايران درخليج فارس را به عهده دارد ، به زيردريایی های ۱۲۰ تنی "ميدجت" ، ناوچه های توپدارو موشک انداز و شمار زيادی قايق های تند رو مجهز است و واگذاری قايق های موشک انداز از نوع " بليد رانر" به اين نيرو ، توانایی رزمی آن را به نحو قابل ملاحظه ای افزايش خواهد داد.

برخی از کارشناسان نظامی درمورد خطرناک بودن قايق های نوع "بليد رانر" برای ناو های هواپيمابر آمريکایی ترديد دارند و می گويند اين قايق ها نمی توانند بيش از دو موشک ضد کشتی حمل کنند. اما توليد انبوه قايق های بسيار پيشرفته و سريع نوع "بليد رانر" و تجهيز آنها به سلاحهایی مانند اژدر حوت با سرعت معادل ۱۰۰ متر در ثانيه که ۳ تا ۴ برابر سرعت اژدرهای معمولی است، می تواند تهديدی بسيار جدی برای ناوهای خارجی باشد. اژدر حوت که از اژدر "اشکوال" روسی روبرداری شده است نزديک به شش سال پيش در آب های ساحلی جاسک آزمايش شد.

استراتژی نيروی دريايی سپاه پاسداران براساس استفاده از قايق های تندرو، زير دريایی های کوچک، موشک های ساحل به دريا و مين های دريایی پی ريزی شده است و این نیروی نظامی شيوه جنگ نامتقارن را برای رويارویی با قوای دشمن را انتخاب کرده است.

شماری از کارشناسان غربی ، بر پايه نتايج حاصله از رزمايش های دريایی با استفاده شبيه سازها، بر اين باورند که نيروی دريایی سپاه پاسداران در يک حمله زنبوری (يا حمله دست‌جمعی ناگهانی) عليه ناوهای آمريکایی در تنگه هرمز با به کار گيری شمار زيادی از قايق های مسلح، می تواند خسارات جدی به آنها وارد آورد.

چهارشنبه 5 آبان1389 | 22:40 | امیر |

 

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نخستین بار شناور هوشمند و منحصر به فرد خود را با نام مقدس یا مهدی (عج) که در صنایع دریایی سپاه به تولید انبوه رسیده است، در نخستین روز رزمایش بزرگ پیامبر اعظم 5، با موفقیت کامل عملیاتی کرد.

 اين شناورهاي راكت‌انداز با نام «يا مهدي» داراي ظرفيت بالاي رهگيري و انهدام اهداف سطحي است. شناور ويژه «يا مهدي» به واسطه حجم كوچك، سرعت بالا و قدرت مانور زياد قابليت پنهان ماندن از ديد انواع رادارها را دارد.

اين شناور كه مجهز به انواع تسليحات پيشرفته ساخت داخل كشور است، قدرت تخريب بالايي در اهداف سطحي مانند ناوها را داراست. شناور رادار گريز «يا مهدي» كاملا بومي بوده و توسط متخصصان نيروي دريايي سپاه و صنايع دفاعي كشور ساخته شده و هم اكنون توسط اين نيرو به توليد انبوه رسيده و در يگان‌هاي رزمي دريايي سپاه به كار گرفته مي‌شود.

 با تولید انبوه و عملیاتی شدن شناور «یا مهدی» در خلیج فارس و دریای عمان، به نظر می‌رسد شناورهای سطحی متجاوز که در حال حاضر در این منطقه به سر می‌برند با خطر جدیدی که توسط رادار غیر قابل تشخیص بوده و در عین حال از تمامی سلاح‌های موجود در سازمان رزم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استفاده می‌کند؛ روبرو شده‌اند.



دوشنبه 12 مهر1389 | 16:51 | امیر |

 

3 اسكادران قايق پرنده «باور2» طي مراسمي با حضور وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و فرمانده نيروي دريايي سپاه، به نيروي دريايي سپاه تحويل داده شد.


 

   باور 2 طراحي و ساخت مشترك سازمان هاي صنايع دريايي و هوايي و دانشگاه صنعتي مالك اشتر وزارت دفاع ، يك پرنده است كه ماموريت گشت زني و شناسايي بر روي دريا را انجام مي دهد. وي مسلح شدن به تيربار، دوربين هاي ديد در شب و ديد در روز ، ضبط و ارسال تصاوير و اطلاعات مورد نظر و همچنین رادار گریزی در آب را از ويژگي اين قايق ذكر كرد. وزير دفاع با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران جزو معدود كشورهايي است كه در مدت نسبتا كوتاهي كار طراحي، ساخت و بهره برداري قايق هاي پرنده را به انجام رسانده است، با اين تلاش، در حال حاضر ايران جزو باشگاه طراحان و توليدكنندگان پرنده هاي اثر سطحي است. تحويل اين حجم قايق پرنده نشان از پويايي، بالندگي و هم افزايي صنايع دفاعي وزارت دفاع است.
تجهيز نيروهاي دريايي ارتش و سپاه و نيروهاي مسلح كشورمان به امكانات و تسليحات پيشرفته و روزآمد ضمن تحكيم ثبات و ارتقاي امنيت پايدار منطقه در افزايش قدرت بازدارندگي جمهوري اسلامي ايران نقش موثري دارد.

پنجشنبه 8 مهر1389 | 20:26 | امیر |

 

مراحل طراحي، ساخت و توليد اين شناورها به دست تواناي متخصصين افتخارآفرين وزارت دفاع در صنايع دريايي وزارت دفاع صورت گرفته است.

شناور فوق سريع باور با سرعتي بالغ بر ۱۴۰ كيلومتر بر ساعت از بهترين انواع شناور هاي شناسايي به شمار مي رود . اين شناور تندرو ، مسلح به موشك هاي پيشرفته ضد اهداف سطحي و هوايي با قابليت قفل و رهگيري اهداف مي باشد . معمولا اكثر شناورهاي تند رو با افزايش سرعت و به طبع آن كم شدن اصطكاك با آب نمي توانند تعادل خود را حفظ نمايند و سرعت آنها از ۷۰ كيلومتر به بالا به منزله واژگوني و انحراف شديد خواهد شد ، اما در طراحي شناور باور طراحي بسيار مطلوب و مناسبي به عمل آمده است ، به طوري كه با افزايش سرعت جلوي شناور ديگر به اصطلاح بالا و پايين نمي پرد . ضمن اينكه اين شناور بر خلاف شناورهاي ديگر قابليت شليك موشك در حالت حركت را دارا مي باشد كه اين امر به توان رزمي آن افزوده است . اين شناور قابليت حمل ۲۸ نفر نيرو را داراست . استفاده از سيستم هاي راداري پيشرفته و سيستم هاي هشدار هواشناسي ، تجهيز به دستگاه هاي مين كار ، تجهيزات غواصي ، و شيشه هاي دو جداره ضد گلوله و جداره هاي ۳ لايه با آلياژ هاي مقاوم و سبك از ديگر ويژگي هاي اين شناور رزمي مي باشد . 

تا چندی قبل ۷۴ فروند از اين شناورها تحويل نيروهاي مسلح شده بود.همچنان هم توليد اين شناور در دستور كار وزارت دفاع قرار دارد.

پنجشنبه 10 تیر1389 | 22:32 | امیر |